سه شنبه هفته پیش وقتی دکتر زارعیان اومد بود، سازمان، درباره فروش شمارههای رند باهاش گفتوگو گرفتم که منشاء یه گزارش جنجالی شد (موندم! چرا مطبوعات نسبت به این موضوع کمتر واکنش جدی و غیر جدی هم نشون ندادن، چون حداقل از نظر حرفهای موضوع قابل بحثی و جنجالي بود، به حدی که خود دکتر از این بیتوجهی گلایهمند بود) خیلی اتفاقی صاحب شماره 09123456789 را میشناختم! مسئول ارتباط با رسانههای شرکت ارتباطات سیار است که سال گذشته در نمایشگاه روابط عمومی شمارش رو با حالتی خاص که لنگه این شماره در ایران پیدا نمیشه، بهم داده بود!
ما هم به گوش و کنایه به استادمان گفنیم: تکلیف شمارههای رندی که در اختیار برخی ارگانهای دولتی مثل کارکنان شرکت ارتباطات سیار است، چی می شه؟ استاد گفت: «دیگه برای اونها نمیشه کاری کرد. فقط شمارههاي صفر در مزايده قرار ميگيرن» اما چون بروبچ رادیو جوان دنبال شر میگشتن فردا زنگ زدن به آقای ... (وای که اگه امکان پادکست داشتم، شنیدن صداش جون میداد) خودش رو به آب و آتش زد که این شماره دولتی است و شرکت حق مسلمش است که اموالش را در اختیار کارکنانش قرار بده! ما هم که اونموقع به خیالمان آمده بود، این شماره 15 _20 میلیون تومانی میارزد! گفتیم: اِهی! این کار مثل اینه که شرکت بیاد یه پژو پارس بندازه زیر پای مسوؤل ارتباط با رسانه اش که چی بشه؟!!! ببخشید مگه ماشین دیگه قحط بوده... تازه با این ماشین مثلاً اداری، بخواد بره خونه خاله و عمه و ...خلاصه جنجالی به پا کردیم. که نگوئید و نپرسید. زنگ زدیم به استاد! اینبار استاد از فروش خطهای رندی که دولتی هستند، خبر داد! خلاصهاش گزارش مشتی شد. بین خودمون گفتیم: اولین شمارهای که رد کنن همینه، اما ولله اگه می دونستیم براش قیمت پایه 70 میلیونی میذارن، حتماً یه صحبتی درباره پورسانت خودمون میکردیم
Posted by s.samani at
Comments (0)
اسم و فاميل نداشت. موضوعش هم تعدادي مربع و دايره درهم بود. كنجكاوي امانم را بريد. بيواهمه از انواع و اقسام ويروس، كليك كردم بدانم، اين كيست و حرف حسابش چيست. ميلي خواندني بود، حتي براي شما. براي همين بيكم و كاست گذاشتمش اينجا.
احتمالا شما هم خبري که چندي پيش شايعه شده بود و مي گفت " گوگل و ياهو 6 ماه فرصت دارند تا سرويس هاي خودشون رو از ايران قطع کنند " شنيديد , اگر نشنيديد مي تونيد در اينجا متن خبر رو بخونيد.
روي اين موضوع خيلي بحث شد . منبعشم هفته نامه عصر ارتباط بود که مي تونيد صفحه مورد نظر رو در اينجا ببينيد.
خلاصه، بحث هاي زيادي روي اين موضوع شد که مي تونيد يکي از اونها رو در اينجا ببينيد .
اين مطلب رو براي اين مي نويسم چون امروز چند تا سايت از گوگل ديدم که مخصوص ايراني ها درست کرده بود !
پيش خودم فکر کردم ديدم اگه قرار باشه اين خبر درست باشه گوگل نمي ياد که اين کارا رو انجام بده و يا اينکه بياد نام تجاري خودش رو در ايران ثبت کنه !!!
خودم بين دو راهي موندم چون از يه طرف مي دونم که هفته نامه عصر ارتباط از اين هفته نامه هاي زرد نيست که هر چيزي رو بزنه و اينکه با اين استدلال ها اين حرف اشتباه هست ! شما چي مي گيد ؟
اينم سايت هايي که گوگل مخصوص ايراني ها زده :
http://www.google.com/intl/fa/
http://www.farsigoogle.com
و
http://www.irg6.com
که آخري مخفف ايران گوگل هست و منظور از 6 اينه که در ششم آذر درست شده يعني همين تازگي ها
و از دوتاي قبلي به سه دليل بهتر است:
اولا: بخاطر آدرس اينترنتي کوتاه تر
آدرس آن مخفف
iran google 6
مي باشد و 6 به معني اينست که از روز 6 آذر در تقويم ايرانيان رسما شروع به کار ميکند
ثانيا: داراي لوگوي مخصوص ايرانيان هست
ثالثا: سريعترين صفحه جهان مي باشد واز صفحه انگليسي گوگل که قبلا اين عنوان را داشت سبک تر است.
اصل خبر در وبلاگ هاي
http://asroone.blogspot.com/
http://www.freeeeeinternet.persianblog.com
http://farhadhaghdost.persianblog.com/
و در سايت هاي خبري
WinBeta.Net
BBCPersian.com
www.baztab.com
پ.ن: راستش من سواد اينهايي كه گذاشتم اينجا را ندارم، راست و دروغش پاي هموني كه فرستادتش. من فقط راوي هستم و ديگر هيچ.
Posted by s.samani at
Comments (1)
بازخواني يك مقاله كه نزديك به يك سال از نگارش آن گذشته، گاهي ميتواند پنجرههاي جديدتري براي مخاطب باز كند و ميزان تسلط نگارنده بر موضوع را بيشتر به رخ بكشد.
Posted by s.samani at
Comments (0)
رفع شكاف ديجيتالي و دستيابي يكسان دنيا از فنآوري روز دنيا شعاري است كه اين چند سال به خصوص در اين چند روز، زياد شنيده ميشود. اما وقتي«ضد تراست» را با همه سانسورهايش از تلويزيو ن ميبيني، رسيدن به جهاني بدون تبعيض، برايت بيشتر از بيشتر بعيد به نظر ميرسد.
«گري» مدير عامل آن تراست عظيم كامپيوتري معتقد بود: زندگي در اين دنيا دو طرف دارد؛صفر يا يك، مرگ يا زندگي. «مايلو» پسر نابغه فيلم اما معتقد بود علم و فنآوري بايد در خدمت همه باشد و من ميپرسم واقعيت چيست؟
Posted by s.samani at
Comments (0)
خبر خبر خبر...
پنجره رو پنجره باز ميكني، تا چشمهايت به ديدن يك منظره جديد روشن بشود، اما تفاوت آنچناني بين منظرههاي پشت اين پنجرهها ديده نميشود.
خبررساني خوبي صورت ميگيرد، اما تا كي قرار است، اين وضعيت تريبوني ادامه داشته باشد؟! دوستاني آنجا جمعاند كه بهتر از من خواننده مباحث جامعه اطلاعاتي بر اين مباحث متمركزند و خبرنگاران تخصصي حوزه آيتي و آيسيتي محسوب ميشوند، پس آيا سقف كاري كه ميتوانند انجام بدهند در انعكاس چند باره و چند جايي خبر لپتاپ هندلي، سخنراني شيرين عبادي، همكاري فلان شركت با بهمان شركت خلاصه ميشود!
از ديگران درباره خودمان بپرسيم اما از خودمان درباره خودمان نپرسيم!!! ذهن پرسشگر دوستان به چه دليلي به يغما رفته است؟
چرا كسي نميپرسد فرق حضور امسال شما با دو سال پيش در چيست؟ چرا كسي نميپرسد چه بر سر بودجههاي ميلياردي آورديد؟ چرا كسي نميپرسد 12كارگروهات چه كردند و الان كجااند،قول وعيدهايتان چه شد و دنياي از سه نقطههاي ديگر؟
اطلاعرساني ارزشمند است اما وقتي به گزارشگري صرف آنهم از جنس تريبوني براي بيان فعاليت ديگر كشورها ميانجامد، وحشتناك مي شود. نه! فاجعه مناسبتر است. چرا كسي به من نميگويد پرچم ايران براي چه به آنجا سفر كرده؟ مسافران عاليمقام اين سفر برسر كدام ميز مشغول لابي هستند؟ چه ميتوانند انجام بدهند و نميدهند؟
مجموع خبرهايي كه به حضور هيأت عالي رتبه ايراني در اجلاس جهاني سران جامعه اطلاعاتي مربوط ميشود به تعداد انگشتان يك دست هم نميرسد!!! چه برسد به تحليل اخبار.
نميدانم، شايد حالا فرصت پرسيدن اين سؤالها نيست، حتي ديدنشان و دوستان قصد دارند، برگردنند و با فراغالبال خبر بدهند، تحليل كنند و نقد بنويسند تا عرق شرم برتنمان ميخكوب شود،شايد.
Posted by s.samani at
Comments (0)
"برخی از حکومت ها به بهانه حفظ امنيت ملی، مبارزه با فساد اخلاقی يا جلوگيری از تجارت های نامشروع مبادرت به فيلترينگ کرده اند و هر سايتی را که مايل باشند به دلخواه خود فيلتر می کنند و مانع می شوند که مردم به آسانی بتوانند به اطلاعات مورد نياز خود دسترسی يابند و صدای خود را به مخاطبان برسانند. از آن بدتر در صدد تنبيه وبلاگ نويسانی بر می آيند که کوچک ترين انتقادی به عملکرد سياسی حکومت خود مطرح کرده اند."
شيرين عبادي، در مراسم افتتاحيه فاز دوم اجلاس جهاني جامعه اطلاعاتي به عنوان پنجمين سخنران اين اجلاس، تكليف خيالها را يكسره كرد.
Posted by s.samani at
Comments (1)
مدير پژوهشي اينجا بهم زنگ زد و گفت:« چند تا سهميه براي اجلاس تونس دارم، تمايل داري، اسمت و رد كنم، اما گفته باشم 980 تا چوب برميداره تازه چند صد چوبي هم بايد براي ساكت نگه داشتن شكمت در نظر داشته باشي.»
هر چي چرتكه ميانداختم و جمع وتفريق ميكردم، به گزينه ندارم، مطمئنتر ميشدم اما وسوسه حضور در اجلاسي پر از سران و تصور لحظه افتخارآميز ملي تا مرز مرگ كلافم ميكرد! من و شيطان به جان هم افتاديم تا به لطف يكي از بندگان درستكار خدا از وسوسه شيطان رجيم رهيدم.
Posted by s.samani at
Comments (0)