یادداشت‌ها و برداشت‌های سمیرا سامانی از روزنامه‌نگاری و ارتباطات

 



موضوع:
تازه‌ترين مطالب:



جستجو:

پيوندها:


 
 

 

« الوعده وفا | Main | ممنونم ازت »

June 10, 2007 09:43 AM
ادامه پست قبلي

قطعیت ديدگاه درباره یک کس، یک چیز، یک جا نشان دهنده این است که شخص نظردهنده یک عدد بلندگو دستش گرفته و می گوید: من جاهلم. اینکه به آسانی بتوان درباره آنچه که در اطرافمان می گذرد، قضاوت کنیم یا به راحتی استدلال کنیم که کسانی که در فلان مجموعه مشغول به کاراند، نیروهای امام زمان!!!! و نیروهای حزب الله خط ... اند، فقط از یک ذهن ناآرام بلند می شه(همین که من این نظر را دارم یعنی جاهلم ها:»)
شما می گویید صدا و سما جناحی عمل می کند من می گویم مردش هستید ثابت کنید اوضاع این سازمان از سایر رسانه ها بدتر است یا اصلاً اصل حرف را ثابت کنید. فقط اگر یک پایان نامه آوردید که مقایسه ای کرده باشه اخبار این رسانه را با سایر رسانه های موجود کشور و نتيجه پاين‌نامه اين باشد که در فلان موضوع راديو از روزنامه x , y بيشتر جانبداري از فلاني و بهماني کرده، من از اساس حرفم را پس می گیرم. هر وقت آقای خاتمی به این ور و اون ور دنیا سفر می کنه یه زنگ به دکتر صادق خرازی دوست شفیق و رفیق رئیس جمهور سابق می زنم و ماجرای چرا، چی شد، چی کار می کنید رو جویا می شم، یکبار ازش پرسید صدا و سیما در پخش اخبار دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی چقدر ایشون رو مورد نقد قرار داد. خندید و گفت: صدا وسیما رئیس جمهور جدید را بیشتر از لب تیغ می گذرونه با ما بد نبود!!!
می دویند چر ا؟ از همکارانم پرسیدم. و همکار گفت: اون موقع در جامعه این شائبه بود که صدا و سیما علیه آقای خاتمی است و اگر ما می خواستیم عملکردها و شعارهای عمل نشدشون رو مورد نقد قرار بدیم همه عملکرد رسانه ای ما می رفت زیر همین دیدگاه. یه تعداد از سی دی های ضبط شده اون موقع را می آورد و می گوید، گوش بده. گوش که می دم می بینم جل الخالق اینها چه طور سر افتتاح یه مجموعه ورزشی و فرهنگی و.... ارتباط رفتن ( یعنی خبرنگار از همون محل افتتاحیه گزارش می دهد) در حالی که الان که حداقل من هستم اگر سدی هم افتتاح بشه و کارخونه و بیمارستان درجه یکی، هيچ خبرنگار گروه اجتماعي راديو براي پوشش خبر نمي رود و رفتن برنامه هاي پوششي که نان خبرگزاري‌ها و روزنامه‌هاست فقط براي ديدن وزير و مسئول براي پرسيدن سؤال خبرنگار است، مگر که خبر از اهميت ويژه‌اي برخوردار باشه که اين هم خيلي دير به دير پيش مي‌آيد...
اینکه شما یه جور تأیید دولت و حکومت را در پخش اخبار می بینید بر می گردد به اینکه ایران است و همین یک رادیو وتلویزیون. اگر اینجا ما بخوایم که دیپلماسی دولت را مثلاً در جریان ملوانان بریتانیایی مورد نقد قرار بدیم چون کانال رسمی کشور هستیم می شویم بلندگوی دولت حالا اگر ساز مخالف بزنیم می شود تف سر بالا. اصولاً اين رسم رسانه هاي دولتي است حتی در کشورهایی که چند صد تا صدتا کانال خصوصوی دارند کانالهالی ملی شان رفتار رسانه ای مشابه ما دارند. وقتی اسکای نیوز در جریان ملوانان بریتانیایی ره به ره فیلمهای خانوادگی زن ملوان (فی) را پخش می کند، کسی نمی گوید بابا کجای دنیا رسانه برای پخش یه خبر می رود فیلم خانوادگی طرف را می گیرد و در يک رسانه خبري پخش مي‌کند که شما کرديبد که اگر ما مي‌کرديم هيهات؟! مرگ خودم که این مدت که کنسولگرهای ایرانی در اربیل دستگیر شدن بودن ما این کار را نکردیم و فقط گاه به گاه یاد مردم انداختیم که این شده و....
اينکه ما اينجا امکاناتي را داريم که ديگران ندارند را اصلاً قبول ندارم و اينکه اين موضوع فضاي غير رقابتي را ايجاد کرده. يک جور تفاوت‌ها در ويژگي‌هاي هر رسانه وجود دارد اما اينکه هر رسانه کدام يک از اخبار را برجسته کند ديگر به سليقه آن رسانه برمي‌گردد. ما همکاري داريم که 5 روز است ماجرا طوفان گونو را پيگيري مي کند و مردم از روستاهاي مختلف به ما زنگ مي زنند و مشکل بي آبي و دردهاي ديگشون را مي‌گن و گوشه چشم همکارم خيس مي شود و وقتي مرد پشت خط مي‌گه: آقا ممنونم که به درد ما مي رسيد بهش مي‌گه آقا من شرمندم که نمي‌تونم براتون کاري کنم ما فقط مي تونيم صداي شما را به گوش اونهايي که بايد بشنون برسونيم. وقتي هم گوشي را مي گذارد، مي‌گويد: بي‌آبي مردم شده نون ما! شغل به اين باشرفي ديديد؟! اين انتخاب و درواقع اين برجسته‌سازي در انتخاب خبر به سليقه خبرنگار و حتي گاه دردهاي رسالتي او برمي‌گردد. اما اگر فلان روزنامه اين خبر را در حد يک خبر معمولي پخش مي ‌کند من به عنوان خبرنگار راديو به او خرده نمي‌گيرم، چون مي دانم او سيستمي را با کلي هزينه راه انداخته تا مخاطب هدف را نشانه بگيرد که مي تواند مردم روستاي شهرداد کهير نباشن اما مناظره فلان دبير حزب با فلان دبير حزب باشد... پس من او را به سانسور، کوتاهي در پخش عمق يک خبر و پخش نکردن واقعيتها و جعل اخبار متهم نمي کنم، فقط يادم مي‌آيد او هزينه سنگيني براي درآوردن رو.زنامه اش مي پردازد پس...
من دفعه قبل هم گفتم، من درجايگاه دفاعيه از راديو اينها را نمي نويسم هدفم اين است که نگاه کارشناسي‌تر و علمي‌تري را به اين رسانه جلب کنم. شايد اگر فقط يک نفر پس از نوشتن اين دو پست، راديو را وارد زندگي رسانه‌اي خود کند و پيگير اخبار باشد و در آنها دقت کند، مرا بس کند. راستش من که در تحقيق پايان نامه‌ام ميزان استفاده دانشجويان از تمام رسانه‌هاي موجود داخلي و خارجي را سنجش کردم، بر اساس مستندات يک تحقيق ميداني مي‌گويم: شما راديو گوش نمي کنيد ونمي‌کنيد و نمي‌کنيد اما نظر مي‌دهيد، نظر مي‌دهيد و زياد نظر مي‌دهيد...
من باز هم مي‌گويم: اينجا کلي ايراد دارد، اول از همه برخورد سليقه‌‌اي مديران در پخش اخبار که خودش به مرور تبديل مي‌شود به خط قرمزهاي ننوشته که با رفتن و آمدن يک مدير جاي يک مدير ديگر، تبديل مي‌شود به نقاشيه خط قرمزها. راستش گاهي کشيدن اين خطها و مرزشان بين يک مدير و معاونش فرق مي‌کند، مثلاً اگر روزي مدير باشد و معاون نباشد، ممکن است معاون اجازه پخش خبري را ندهد اما اگر مدير بود، مي‌گفت: ايرادي ندارد! دوم کم اطلاعي بخش عظيمي از پرسنل اينجا که شده‌اند دبير خبر و خبرنگار که گاه سوتي مي دهند، خفن اما من مي‌گويم اين‌جا که هستم رسانه است و همين براي من خبرنگار بس است. يعني اگر براي رسانه وفقط رسانه حرمت قائليد اگر روزي به شما گفتند، بيا اينجا و بنشين با همه اين محدوديت‌ها و ايرادات کار کن، با نه گفتنتان در حق اين رسانه ظلم نکنيد. با دوري کردن چيزي تغيير نمي‌کند اما اگر بياييم و بمانيم و نترسيم، يقين دارم به مرور مي‌توانيم سر منشاء تغييراتي شويم.

پ.ن:
بعيد مي‌دانم که کسي عادل فردوسي‌پور را دوست نداشته باشد. او مي توانست اينجا نيايد تا نودي هم به يقين ساخته نشود.
رشيدپور با همه ايراداتي که چه از نظر اجرا و چه از نظر اطلاعات دارد، اجرايش به دل مي نشيند و توانسته منشأ تغييراتي در اجراي سيمايي شود. مي‌توانست نيايد و اين شب شيشه‌اي را هم نداشته باشيم ( راستش گيوه کهنه در بيابان نعمت است.) ابرنامه افروغ و رفيق‌دوست را دوس داشتم به‌خصوص وقتي از رئيس جمهورها پرسيد. نظر اين دوتا درباره احمدي‌نژاد جالبه و خواندنش حتي اگر شنيدينش به نظر من باز هم جذابه.




نظرها:

من هم فکر می کنم خیلی از تحلیل هایی که اصلاح طلبان بر رسانه ملی می کنند بیشتر جنبه های سیاسی داره و می خوان مظلوم نمایی کنند ...


Posted by: ماکان on June 12, 2007 06:30 PM


یک بخش جناحی عمل کردن است و یک بخش غیر حرفه ای بودنه
این که تو بعضی خبرها رو پوشش ندی به عمد یا از یه خبر بخشی اش رو بگی هم می تونه غیر حرفه ای تلقی بشه هم از روی موضع گیری
غیر حرفه ای به این دلیل که تو این طور یه رسانه موضع دار هستی و حرفه ای عمل نمی کنی. در این که شکی نداری که صدا و سیما خبرهای هسته ای رو همه اش رو پوشش نمی ده؟ در این شک داری که صدا و سیما نظر اون بخش از مردم رو که مخالف پیشرفت پروژه هسته ای هستن (به خاطر آینده نا معلوم اون)منعکس نمی کنه؟ اگه شک داری اخبار بین المللی ایران رو در این زمینه با اخبار صدا و سیما مقایسه کن. حالا می گیم سی ان ان و بی بی سی و اینا موضع دارن. الجزیره چی؟ اخبار فلسطین و درگیری فتح و حماس رو که صدا و سیما می گه با منبع اصلی خبر مقایسه کن... شک داری واقعا؟


Posted by: nedads on June 12, 2007 10:38 PM


من فک کنم زبانم زياده الکنه. آخه دوسته خوب من، من گفتم شما اگه تأييد حکومت و دولت را در اخبار صدا و سيما مي‌بينيد، طبيعي است چون اگر ما ديپلماسي ايران را مثلاً در جريان ملوانان بريتانيايي يا همين پروژه هسته‌اي به نقد بکشيم مي‌شود تف سر بالا.(والا تفشم خيلي سنگينه چون يه دفعه مملکت رو مي‌فرسته رو هوا) و باز گفتم و مي‌گم:
دختر خوب، اينجا رسانه دولتي است نه الجزيررررررررررررره. چطور براي بي بي سي و سي ان ان موضع گرفتن و پخش نکردن کامل اخبار براي تو آنقدر عادي است که به راحتي از آن مي‌گذري اما به تنها رسانه سمعي و بصري اين مملکت اجازه نمي‌دهي اخبار را انطور که دوست دارد، پخش کند.(تازشم کدام اصلخبر در اين دنياي پر از موضع که خود آن را مي‌شناسي و اگر مثلاً اين الجزيره سه چهار سال پيش تأسيس نمي شد، به کدام يک از رسانه‌ها مي‌خواستيم اشاره کنيم و اصلاً در حال حاضر چند نمونه رسانه مستقل و بي‌طرف داريم که بخواهيم از آن ياد کنيم؟!) و تازش من راديو تلويزيون ايران را با روزنامه‌هاي وطني مقايسه کردم نه راديو تلويزيونها خارجي( قياس مع الفارغ کردي).
بازهم دوست عزيزم
من گفتم که اگر ما رسانه خصوصي داشتيم به نقد کشيدنهايمان و بيان خيلي از ابعاد ديگر اخبار، لازمه حيات ان رسانه خصوصي مي شد، اما ما آن که تو از يک رسانه ايده‌ال در ذهن داري، نداريم و شايد تا سالهاي ديگر هم نداشته باشيم. و تازشم من همين‌جا بلند مي‌گويم من به عنوان خبرنگار راديو اگر بدانم با پخش همه ابعاد يک خبر که بعضاً با سياست‌هاي کلان کشورم منافات دارد هيچ وقت با صداقتم!!! بزک دست هر کس و ناکس که در گوشه و کنار اين مملکت نسشسته اند، نمي‌دهم تا اين کشور بحران‌زده را با بحران هاي ديگر روبه رو کنند، براي اينکه به يقين مطمئنم در دنياي سياست هر کشوري به دنبال منافع خود است. این معنیش این نسیت که من به حقوق اقلیتها بی تفاوتم. نه! اصلاً. فقط بین بد و بدتر انتخابم بد است. (اين را در مسائل بين‌المللي از جمله انرژي هسته اي که گفتي، گفتم و با در نظر داشتن اينکه اينجا صداي جمهوري اسلامي ايران است)
و يک تکرا مکرر ديگر:
اينجا رسانه (راديو و تلويزيون) دولتي است مثل رسانه دولتي ساير کشورها که کانال رسمي براي پخش اخبار کاملاً رسمي است و اين گونه برخورد با خبر نه براي راديو تلويزيون ما بلکه براي ساير کشورها در رسانه دولتيشان امري طبيعي است.
نداي عزيز
از طرف ديگر به همان نسبت که موضوع، موضوعه رسانه حرفه‌اي است، بحثه رسانه دولتي و حکومتي هم هست. اگر اين دو را در دستت نگه داري بعد بخواهي به راديو تلويزيون ايران نگاه بندازي، از اينکه اخبار هسته‌اي نظر افراد مخالف را پخش نمي کند، قابل قبول برايت مي‌ آمد و از آن گلايه‌مند نمي شدي. باز هم حرف من اينه که يک بخش از حرفه اي نبودن اين سازمان قابل اصلاح با ورود نيروهاي جوان است.
من مي گم :
اگه در کنار اينقدر گارد که نسبت به اين رسانه داريد، انصاف هم داريد، يه نگاه علمي تر به اين دو رسانه (راديو وتلويزيون) با آن يکي رسانه (روزنامه) بندازيد... تا ببيني آيا اين دو مثال ايرادي که گرفتي به روزنامه‌هايمان وارد نمي شه؟
من مي گم:
بهتره با آشنايي به تمام محدوديت‌هايي که يک رسانه صددرصد دولتي دارد و پذيرش آن، در جهت بهبودي حتي نسبي آن بکوشيم. بازهم مي‌گويم: اينجا خيلي خيلي زياد ايراد دارد اما حرکت‌هاي روبه اصلاح هم شده و قابل ارزشگذاريه... شک داري واقعاً؟


Posted by: سميرا on June 13, 2007 10:34 AM


ارسال نظر:

نام :


پست الکترونیکی


وب سایت :


نظر:



Remember info?

برای ثبت نظر کلمه submit را در کادر زیر وارد کنید.