یادداشت‌ها و برداشت‌های سمیرا سامانی از روزنامه‌نگاری و ارتباطات

 



موضوع:
تازه‌ترين مطالب:



جستجو:

پيوندها:


 
 

 

« امروز 3 خرداد بود | Main | اعتراف »

May 28, 2007 09:40 AM
من، قالیباف و خاطرات من

این ماجرای درگیری بنده با قالیباف بهتره یکم توضیح داده بشه. شهردار تهران بعد از افتتاح باغ موزه هنر ایرانی با اصرار من برای پاسخ به تخلف 330 میلیاردی مدیران کمیسیون ویژه مواجه شد. این سوال اونقدر این آقا را عصبانی کرد که تهدید کرد آی سی کردر را از من می گیرد بعد بادی گاردهای آقا شروع کردن به کشیدن و هل دادن من که بارها من به اونها می گم من رو نگیرید چون من سوالم را می پرسم اما گوششان بدهکار نبود که دوباره مرا تهدید به گرفتن ضبط می کنن که در این لحظه من عصبانی می شوم و می گویم تو بی خود می کنی مگر تو کی هستی اما آنها باز به رفتار خودشون ادامه می دن که من داد می زنم دست به من نزن آقااا... خلاصه این کش و قوس آنقدر ادامه پیدا می کنه که قالیباف به طور صریح می گه حاضر نیست به این سوال جواب بده. ( همه این گفت وگوها! ضبط شد) رسیدم جام جم. با تنی که 4 ستونش از شدت عصبانیت و هل داده شدن می لرزید. نوار کشیده شد. سردبیر کشیدم کنار وگفت: سامانی اگر این درگیری بین من و قالیباف افتاده بود حتما کارش می کردم اما برای تو می ترسم تو لبه تیغ وایسادی. با هماهنگی هم بخوایم بفرستیم ممکنه نذارن. پس خودت بهم بگو دوست داری کار بشه؟ گفتم: حتماً. سردبیر با مسئولیت خودش ساعت یه ربع به دو برد رو آنتن خبر شبکه پیام. هنوز چند دقیقه ای نگذشته بود که مدیر کل خبر پخش رادیو بعد از شنیدن خبر گفت: مصلحت نیست دیگر پخش بشود. اما همان یکبار کافی بود تا ماجرا در شهر بیچد. من فریاد می زنم که صدا و سیما را عاشقانه دوست دارم چون 5 سال در مطبوعاتی قلم زدم که ادعایشان طبق طبق است اما .... یادم می یاد حدود 5 سال پیش بود که دبیر تحریریه یک نشریه تخصصی کتاب بخاطر اینکه من از جناب قلم چی پرسیده بودم: آقای قلم چی کتابهای شما بجای تربیت دانش آموزان علم محور آنها را حافظه محور می کندو ... کلي شاکي شده بود به طوري که وقتي يکي از دوستاي فابریکم را دیده بود بهش گفته بود تو هم با اين رفيقت! قلم چی بهم زنگ زده آخه این رفیقت رفته بهمان و فلان پرسیده!!! (هیج وقت این حرکت و این جمله که آغاز کار کردنم در مطبوعات بود یادم نمی ره) هزار بار از خودم می پرسید اولاً مگه سوال بدی پرسیدم دوماً اصلاً این مردک مگه کیه که تو حاضری پشت من رو بخاطر اون خالی کنی. یادم می یاد در یه نشریه حوزه آی تی بخاطر کاشف به عمل آوردنم از یه ناهماهنگی در وزارت آی تی کلي سردبيرم تشويقم کرد اما همون آدم بعد از اينکه مسئول وقت آن جريان بهش زنگ زد وبه چاپ اون خبر اعتراض کرد! آقاي سردبير به بهانه یه گاف انداختم بیرون. اکثر خاطرات من در مطبوعات پر است از این فرهیختگیها. به طوری که این روزهای آخر اگر کسی درباره من می پرسید احتمالاً من یک خبرنگار عجوز مجوز خوانده می شدم. حالا بعد از گذشت سالها از این ماجراها می دانم مشکل کجاست یا حداقل مشکل من کجا بوده.
هل نشوید. درایت در انتخاب، افسارتان را برای اشتباهات کلان می گیرد. کار کردن با کسانی که بیشترشان یا از خودم کوچکتر بودن یا هم سن یا یک سال دوسالی بزرگتر بودن، آسیب جدی به من زد. خیلی از دوستام خیلی در دنیای مطبوعات پیشرفت کردن چون موقع انتخاب علی اکبر قاضی زاده را با همه بدخلقی های مرسومش انتخاب کردن. چون در حوزه اجتماعی مثلاً رفتن با آقای خلیلی کار کردن و دیگران که بزرگ اند. من به بزرگی معتقدم. به انتخاب بزرگی معتقدم. معتقدم که کسی که آنرا برای زندگی حرفه ای (حتی شخصی ) انتخاب می کنی باید آدم گنده ای باشه وگرنه اگر تو به راهی که می روی ایمان نداشته باشی و عاشقش نباشی، می روی و دیگر پشتت را هم نگاه نمی کنی. البته من هم خیلی از چیزهایی که الان بلدم صدقه سر همان دوستهایم دارم اما باور کنید می توانستم خیلی خیلی بهتر باشم اگر آنها همه کودکی هایم را همه انرژی ام را همه یکدندگی هایم را مادرانه یا پدرانه نگاه می کردن.
بگذریم. راستش تشویق مادی و معنوی بخاطر سرتقی من دربرابر قالیباف دلیل این فلش بک بود.
پ.ن:
شهردار تهران عذرخواهي کرده البته يادش رفته که فيلم اين مراسم ضبط شده و ايشان اصلاً براي پاسخ‌گويي به هيچ خبرنگاري لحظه‌اي هم نايستاده و من تنها سعي مي کردم در لحظاتي که مناسب مي ديدم پاسخ سوالم را بگيرم و هيچ بزرگنمايي هم صورت نگرفته چون انچه پخش شد صداي واضح ايشان و همکارانش بود.




نظرها:

كمي تا قسمتي نيمه ابري موافقم. با بزرگان كار كردن مزيت زيادي است. مثلا درباره همان ماجرايي كه حرفش را زدي، من هم فكر مي‌كنم اگر با يك آدم بزرگ كار مي‌كردي، مشكل هرچي بود، به اخراج تمام نمي‌شد. خوب اين هم از مشخصات كار ماست ديگر كه هركسي با يك سال سابقه كاري سردبير مي‌شود و ديگر از در هيچ تويله‌اي هم تو نمي‌رود. بماند. بي‌خيال. خودت خوبي؟


Posted by: ميثم on May 28, 2007 11:29 AM


نمی دونم...اما اگر همین برخورد رو با احمدی نژاد یا رییس مجلس داشتی هم همین طور می شد؟


Posted by: ندا on May 28, 2007 01:55 PM


من با احمدي‌ن‍‍ژ‍اد که برخوردي نداشتم اما دقيقاً شنبه دو هفته گذشته رئيس مجلس را در يک مراسم افتتاحيه ديدم که مثل ماجراي قاليباف جلوش رو سد کردم. بادي گارداش مي گفتن برو جواب نمي ده اما وقتي به بادي گارده گفتم وظيفه تو اينه که با اين هيکل جلوي من بايستي و وظيفه من اينه که جواب سوالم رو بدم خنديد و حداد کمي اومد جلو و گفت: دختر جان چته. بپرس کلافم کردي...
اما اگر منظورت پخش هر شكل از درگيري و چالش بين خبرنگار و رئيسان قوه مجريه و مققنه در صدا يا سيما است به ابعاد اين سوال در اولين فرصت مي پردازم.


Posted by: سميرا on May 28, 2007 02:07 PM


خبرت را سياست روز كار كرده.


Posted by: ميثم on May 28, 2007 03:10 PM


بابا تو دیگه کی هستی... دست شیطونو بستی


Posted by: مریم on May 28, 2007 10:23 PM


خوبه که صدای این جریان را بگذاری روی وبلاگت تا همه گوش بدیم


Posted by: شهرام on May 28, 2007 10:27 PM


کارت عالی بود. غیر از این نمیشه انتظار دیگه ای از تو داشت.


Posted by: حسین on May 29, 2007 02:24 AM


خود قالیباف تو وبلاگش ماجرا رو نوشته و ازت عذرخواهی هم کرده.
http://www.ghalibafonline.com/main/index.php?Page=definition&UID=3560


Posted by: حسین on May 29, 2007 02:42 AM


باز هم غیرت و حمیت شما
امیدوارم روزی را تجربه کنیم که خبرنگاران جایگاه فراموش شده خود را به عنوان چشمها و گوشهای بصیر و شنوای مردم به دست بیاورند.


Posted by: جواد صبوحی on May 29, 2007 08:49 AM


باحال بود


Posted by: حاج كاظم on May 29, 2007 06:09 PM


سلام،
اگه لطف کنی نظرت در مورد نوشته وبلاگ قالیباف بنویسی خیلی عالیه. روایت اون از داستان کمی فرق میکنه.


Posted by: مرتضی on May 29, 2007 09:09 PM


خانم سامانی سلام
بچه های روابط عمومی ورودی 84 در حرکتی تازه دست به ساخت و راه اندازی وبلاگی در زمینه روابط عمومی و ارتباطات زده اند.در این راه به حظور افرادی چون شما نیاز مبرم داریم تا با نظرات و انتقادات سازنده خود ما را در این زمینه راهنمایی کنید. منتظر حظور سبز شما در وبلاگ هستیم


Posted by: مهدی هوشیار on May 30, 2007 08:54 AM


براي مرتضي
من جواب کوتاهي به نوشته آقاي قالبياف دادم اما بازم مي گم. شهردار آنروز به هيچ خبرنگاري پاسخ نداد و دو سه باري که خبرنگاران جلو مي آمدند، مي گفت: من امروز قصد مصاحبه ندارم (فيلم اين مراسم در آرشيو واحد مرکزي خبر موجوده علاوه بر اين خبرنگاران حوزه هم شاهد اين مدعا هستند) و باز من هم در فيلم هستم که کنار شهردار و همراهانش راه مي روم تا فرصت مناسبي پيدا کنم البته غير از دفعه اول که داخل موزه شروع به طرح سوال کردم و ... حالا اينکه لباس من نامرتب شده بود يا نه، نمي دانم به بي پاسخ ماندن سوالم چه ربطي داشته و اينکه جمع تحت تاثير يکدندگي من قرار گرفت که به نظر طبيعي مي ياد
بگذريم اما يه چيز بامزه در عين حال جدي بگم و وسلام من معتقدم قاليباف شهردار خوبي است. شهردار خوب يعني شهرداري که داره کار مي کنه يعني از قبليا نرسيده به کرباسچي بهتره و اينکه به چه دليلي داره به طور جدي فعاليت مي کنه برام مهم نيست. 4 سال فرصت خوبيه که شهر يه رنگ خوبي به خودش بگيره تا برسيم به انتخابات...


Posted by: سميرا on May 30, 2007 09:53 AM


الان خوشحالی؟


Posted by: كلاشينكف on May 31, 2007 03:10 PM


گمان نمی کنید که اگر آقای شهردار تمام پول شهرداری را تنهائی خورده باشد باز هم می تواند در پاسخ دادن به سوالات آزاد باشد.صدا و سیما اخبار کج رفتاریهای عوامل خودش را هم کار می کند.مثلا رفتار حراستی هایش در همایش چهره های ماندگار که الان 3 سال است که این مراسم از شوی عکاسان پوشش داده نمی شود.استفاده شما از رسانه مثل استفاده شهردار از پول شهرداری بود.موفق باشید.تبریک می گم دارید معروف می شید.


Posted by: پیام برازجانی on May 31, 2007 06:54 PM


پیام عزیز
در مجموعه ای که من کار می کنم یه عالم چیزهای بد وجود داره. مثلهایش هم فراوان است از سر به نیست شدن کاغذهای باطله و تعویض سرامیک کف زمین با پارکت فلان شرکت و تمیز شدن استخر به فلان قیمت و ... بگیر تا خیلی مسائل کلان تر من در جواب به ندا اشاره ای کردم که قطعاً در اولین فرصت به محدودیت های مکانی که کار می کنم اشاره می کنم و یه موضوعاتی که قابل توضیح هست را حتماً می گم ولی الان برای تو می گم که اینجا که من هستم بخش خبر است و اصلاً ربطی به تصمیماتی که در سطح کلان این مجموعه گرفته می شود ندارد. واقعیتش خود من اصلاً از موضوعی که تو اشاره کردی خبر نداشتم و تو بگو اگر هم خبر داشتم می توانستم اشاره کنم. بعد هم دوست عزیزم منصف باش من مطمئنم تو هم در هر نشریه و خبرگزاری و روزنامه ای کار می کنی کلی ایراد به ساختار حرفه ای آن می گیری اما آیا توان بیان آن را در سطح رسانه ای داری. آیا بچه های خبرگزاری میراث فرهنگی که بالغ بر یک سال است هر 4 ماه یکبار حقوق می گیرند توان و یارای اینکه بروند اعتراضی کنند را داشته اند تا گردن آن که برایش کار می کنند روز به روز با خوردن پول خبرنگارانش کلفت تر نشود. آیا تو اگر آن روزنامه نگار و روزنامه نگاران معروف را بشناسی که از فلان مسئول و مقام سیاسی یاداشت گرفتند و یا به مانند آب خوردن مطالب خبرگزاریها را کپی پست کردند و به نام خود چاپ کردند تا معروف شدند می توانی بیان کنی و آیا پولهایی که در فلان هفته نامه معلوم نشد به جیب فلان کسک رفت چرا درنیامد؟
پیام عزیز
می بینی که تو هم در یک جایی کار می کنی که قطع به یقین بدیهایی را می بینی اما یارای فریاد نداری و سکوت اختیار می کنی..
پیام عزیز
من نه خوشحالم نه ناراحتم. نه به دنبال شهرت یک شبه ام و نه به دنبال رخوت و گوشه انزوا نشستن. من دنبال اینم که کار م را خوب انجام بدهم
پیام عزیز
من حتماً خیلی مفصل به ساختاری که در آن کار می کنم، می پردازم و یقین دارم تو آنقدر منصف هستی که بدانی من در کجا کار می کنم که متناسب چارچوب و اندازه جایی که در آن مشغولم ، انتظار داشته باشی. به زودی زود


Posted by: سمیرا on June 1, 2007 11:48 AM


حالا اين قده ديگه خودتو چس نكن. اين خبرنگاراي درپيت صدا و سيما هم انگار از كون فيل افتادين


Posted by: محمد on June 1, 2007 06:00 PM


من تصور نمی کنم عنوان خبر نگار شایسته کسانی باشه که در صدا و سیما مشفول هستند. من حاضرم از گشنگی بمیرم اما در جایی که وظیفهای جز توجیه عملکرد نظام انهم فاسد ترین بخش نظام است نان نخورم. راستی گزارش تحقیق و تفحص مجلس ششم و میلیارد ها تخلف مالی که تنها از یکی دو حساب سازمان گشف شد را بخاطر داری؟ یا همان بخش خبر ، فکر می کنی چقدر در تمامی انتخابات ها نه در برابر همه احزاب که حتی در برابر اصلاح طلبان هم بی طرف نبوده است.
وظیفه رسمی و علنی صدا و سیما و خصوصا بخش خبر ان فقط جنگ روانی علیه مردم است برای حفظ نظام به قیمت هر دورغ دغلی


Posted by: مرتضی پاکدل on June 2, 2007 12:02 AM


مرتضی،

من فکر میکنم این دیگه بی انصافیه که اینجوری بخوایم در مورد همه خبر نگارها حرف بزنیم. همه چیز یک شبه که درست نمی شه. بیایم ببینیم ما چند سال سابقه داریم در زمینه رسانه های جمعی. تا همین چند سال پیش چند تا خبرگزاری داشتیم؟ من وقتی این خبر شنیدم واقعا خوشحال شدم. اینکه یک خبرنگار توی یک رسانه کاملا وابسته به نظام امکان و انگیزه اینو داره که چنین کاری بکنه و اینکه خبرنگار پیش افکار عمومی اینقدر ارزش پیدا کرده که قالیباف مجبور بشه عذرخواهی کنه واقعا امیدوار کنندست.


Posted by: مرتضی on June 4, 2007 09:34 AM


خداوکیلی و انصافا قبول کن که سوالت خیلی تکراری بود.این مطلب برای اولین بار اوایل اردیبهشت ماه و در روزنامه ایران مطرح شد و روزی که منتشر شد ، شهردار داشت کلنگ تونل توحید را به زمین می زد.خبرنگارها این سوال را پرسیدند و همین جواب که به تو داد را به خبرنگارها داد. تو جلسه مطبوعاتی اش هم این سوال پرسیده شد و همان جواب داده شد.چه خبره !چندبار یک سوال باید پرسیده شود و رسانه ای شود.در ضمن گویا شما اونجا داد زدید که همه مسئولان شهرداری بی شعور هستند .در ضمن می دونی این مطلب را برای اولین بار کی مطرح کرد.این موضوع را یک عضو سابق شورا به نام امیررضا واعظی آشتیانی مطرح کرد .تو شورا همه خبرنگاران این حوزه با این فرد و خصوصیاتش آشنا هستند.کل معملات انجام شده در کمیسیون ویژه 330 میلیارد بوده.بعد این سوال اگر هم واقعیت داشته باشد که نباید فقط از شهردار پرسیده شود .خوب معلومه دیگه اون همیشه تکذیب میکنهومگه می تونه غیر این هم باشد.


Posted by: محبوبه on June 5, 2007 02:37 PM


دوست من!
ما که همديگر را نديديم و نمي شناسيم اما آيا شما از ادبيات من اين برداشت را مي کنيد که من داد زده باشم و گفته باشم همه مسئولان شهرداري.... من نمي دانم کدام شير پاک خورده اي چنين دروغ عجيب و غريب را گفته اما خدايش بيامرزتش و موضوع سوال که مطرح کرديد. موضوع هنوز نسوخته براي اينکه سوال من با تخلف 330 ميلياردي شروع شد اما جناب شهردار نصفه سوال پيوست را که مي شنيد از جواب طفره مي رفت. موضوعي که خودش در جلسه شواري شهر يک شنبه نيم بند به ان اشاره کرد و ما قصد داريم يه گزارش خوب از توش دربياريم و راستش من به اون سوال اشاره نکردم چون نمي خواستم بسوزنمش و خود شهردار هم اشاره نکرد چون...
بگذريم دوستم


Posted by: سميرا on June 6, 2007 10:40 AM


salam
ba in harfa mikhay begi joratet ziade?????????
fekr nemikonam jorati dashte bashi agar dary ye ye mail be man bezan mikham bebinam harfat raste ya na


Posted by: m on July 2, 2007 11:12 PM


ارسال نظر:

نام :


پست الکترونیکی


وب سایت :


نظر:



Remember info?

برای ثبت نظر کلمه submit را در کادر زیر وارد کنید.