فکرش رو بکنید اگه بشه، چی می شه...؟! ماجرا سر دیه یکسان زن و مردِ. چون زنها در این دوران نیازی به نفقه گرفتن از مرد ندارن، آخه! خودشون هم پای مردها و گاه بلندتر از مردها برای مخارج زندگی قدم برمیدارن. اینها را آيتالله محمد موسوی بجنوردی گفته. من که هیچ وقت در عرصههای حقوق زنان قدم برنداشتم و چیزی هم از فمنیست و فمنیسم نمیدونم، اما فارغ از هر تعصب ایدئولوژیک، اين ديدگاه یه موضوع عالی برای گزارشهای سلسلهای بود که تا حالا چیزی دربارهاش جایی نخوندم و ندیدم!
هرچی از سردبیرمون خواهش کردم و هرچقدر سعی کردم او را با گفتن اینکه تمام جامعه زنان دعاشان بدرقه راهش میشود، تهیج کنم، گوش به حرفم نداد و به شوخی تحویلم داد: «اگه شما زنها مهرتون رو ببخشید، من این موضوع را کار میکنم». منم جدي گفتم: «آخه چه ربطی داره! مهر عندالمطالبه است، یعنی هدیه ای که مرد برای گرفتن پاسخ مثبت به زن میده.» يكم فكر كردم و دوباره گفتم: «این حرف، راه را برای اینکه حق ارث زنها هم مساوی بشه، گذاشته. چون به نص صریح قرآن، علت این موضوع، وظيفه نانآور بودن مردان، ذكر شده (خدا تبصره اش را برای گذشت زمان و مکان گذاشته) اما این جمله هم تأثیری نذاشت و تهش آب پاکی رو ریخت روی دستم. «این موضوع خیلی جنجالیه! انتخابش با خودمون اما تمام کردنش با خدا و معلوم نیست تا کجاها بکشتمون»
خب! حرفای ریئسم قانعم کرد اما اگه شما ریئسی ندارید که بخواهد اما و اگری برایتان بگذارد، تا تنور داغِ این موضوع را برای یه سلسله گزارش بچسبید.
در مملکتی که حکومتش دست روحانیت است، بهترین اقدام برای رسیدن به اهداف، زمانی صورت می گیره که توپ را خودشان به زمین خودشان فرستاده باشند. راستش من در کار خبر این عادت را داشتم که توپ را به زمين حريف بندازم، يعني وقتايي پيش مياومد كه یه ادم مهم که حرف مهمی نداشت، پیدا میکردم، بعد حرفی که دوست داشتم را دردهانش میگذاشتم و منتظر میماندم که او سرش را تکانکی بدهد و بگوید: اوهوم (به قول دوستی معلوم نیست، من از کجا تکان دادن سر او را می دیدم:) ) حالا دیگه احتیاجی به این زحمت هم نیست، چون توپ در زمین حریف هست، فقط باید آنرا پاسکاری کرد. بهنظرم فرصت بهتري از ميتينگ و تحصن باشه، البته شايد و شايد.
پ.ن:
چون درباره رئیسم کمی حرف زدم، لازم دیدم یکم درباره روحیاتش توضیح بدم.
در زندگیم کسی رو ندیدم که اینقدر خوب بتونه یه خبر مرده رو زنده کنه. گاهی اونقدر از خواندن یا شنیدن یه خبر به هیجان مییاد که نپرسید. بيشتر از خبرنگارش درحال تولید خبره! وقتی خبری میخونه یا میشنوه که به درد تهیه گزارش میخوره با ذوق تموم کنارت میشینه و به مصاحبهات گوش میده و هی اون وسطها بهت نشونه و سرنخ میده و خلاصه قابلیت این رو داره که هر خبر مردهای را زنده کنه و هر خبر زندهای را زندهتر. کلی سوژه جوندار از بین همین خبرهای پیش پاافتاده فکسی، تلکسی و سایتی بیرون میکشه و بهت میده که تو میمونی این سردبیر یا خبرنگار يا همه فن حریف!!! البته که کمی بدقلقه عین همه آدمهای دیگه. مثل من و مثل تو
inshala khanoomha va aghayoon dar hamechiz baham mosavi beshan...
Posted by: Rasoul Namazi on October 8, 2006 06:15 PM
من هیچ وقت جریان این دیه را نفهمیدم . ولی این برایم همیشه جالب بوده که مردها یی که پز روشنفکری یا لاییک بودنشان ...آسمان را پاره کرده در مورد دیه کاملا اسلامی رفتار می کنند و فقط وقتی پای پول بیشتر وسط ی آید همه دیه فرد را می خواهند و زن و مرد برایشان فرق می کند . این مساله در براه ارث زن ها و مردها هم صدق می کند.
Posted by: azar on October 9, 2006 03:48 AM