1_ فرق اینکه بگویی: من سامانی هستم، خبرنگار روزنامه ... یا خبرگزاری ... با اینکه بگویی: من سامانی هستم، خبرنگار صداوسیما در این است:
جمله اول، زنده را مرده میکند. جمله دوم، هر مرحوم از دنیا رخت بستهای را به دنیا برمیگرداند، به طوری که اگر زیر زمین هم رفته باشد، مسئول دفترش به سرعت برقی دست بسته تحویلش میدهد
2_ اولین سؤالی که بعد از چاق سلامتی با همکارانت از تو پرسيده می شود: معرفت کیه؟ اِِِ ِِ ِ. این صوت یعنی تا کی ماندگاری. تا دیروز پیشنهاد کار بهم میشد، بعد میرفتم و به دست و زبان خودم بیرون میاومدم، حالا باید چشمم به معرفم باشه. این روزا که حسابی با رئیس رؤساي يكم بالاتر گردگیری میکنه. خدا به خیر بگذرونه!!!!!
پ.ن:
فضاي صداوسيما خيلي خيلي متفاوتتر از اونچيه كه از بيرون دربارهاش قضاوت ميشه. راست ميگن تا وقتي تو گودي يه چيا ميبيني كه وقتي بيروني نميبيني، يه حرف حقِ بدون جوابه چون واقعاً خيلي فرق وجود داره بين نگاه بيرون و آنچه هست!!!