نزديك به دو سال پيش، يك گزارش درباره روزنامهنگاري زرد براي هفتهنامه «عصرارتباط» نوشتم. اونموقع كه ميخواستم گزارش رو بنويسم، جز يه مصاحبه درباره روزنامهنگاري زرد از دكتر شكرخواه هيچ مطلب خوب ديگري پيدا نكردم. پس براي نوشتن گزارش، راهي اين روزنامه و آن روزنامه شدم، تا با استادامون در اينباره صحبت كنم. اول پيش فريدون صديقي سردبير هموطن سلام رفتم، بعد هم پيش استاد عزيز و سختگير خودم علياكبر قاضيزاده در روزنامه پول و بعد يك تلفن به جامجم و صحبت با حسين قندي كمكم كرد كه بتونم، مطالب خوبي در حد نوشتن يك گزارش درباره روزنامهنگاري زرد ياد بگيرم.
خلاصه درباره يكي از مهمترين سبكهاي روزنامهنگاري كه نه در دانشگاه و نه در هيچ پايگاه آموزشي غير رسمي مطلبي يادمان نداده بودند، گزارشي نوشتم. كه بعد هم شد دردسر! چون يكي از درخشانترين گافهاي دوره كاريام را دادم (خدائيش نپرسيد كه چي بود، چون آن زمان مثل توپ تركيد! دوستي كه خدايش بيامرزتش در وبلاگش گذاشت و نيما رسولزاده را به جانم انداخت و زبان من قاصر بود از اينكه قانعش كنم، هر دوي ما به يك اندازه در رد شدن آن گاف مقصر بوديم، او در جايگاه سردبيري كه تأييد گزارش بهعهدهاش بود و منِ سروپا تقصير، بهخاطر اينكه آنچنان گاف وحشتناكي داده بودم، بگذريم آن هم درسي بود، ديگر) خلاصه آن گزارش، منهاي آن گاف يك كلمهاي! گزارش خوبي از آب درآمد، در آن روزگار كسادي. اما اينروزها به همت اساتيدمان در همشهري، بحث روزنامهنگاري زرد به طور جدي بررسي و پيگيري ميشود، كه اميدوارم توجه به اين سبك كه به گفته دكتر قاضيزاده خود يك واحد درسي است، به اين زودي كنار گذاشته نشود.
راستي مي دانيد وجه تسميه روزنامه نگاري زرد چيست؟ اين سبك از روزنامهنگاري به خاطر اينكه در آغاز روي كاغذهاي زرد منتشر ميشد به يلو پرس دربين مردم اروپا معروف شد و آرام آرم به سبك روزنامه نگاري زرد موسوم شد. (اين را دكتر قاضيزاده آن زمان بهم گفت)
پ.ن:
واي نيما! آبروم رو نبري، لوم ندي كه چه گافي داده بودما :)
:)
gaf? na, na! begu SHAHKAR!
:)
Posted by: نيما on February 1, 2007 05:51 AM