یادداشت‌ها و برداشت‌های سمیرا سامانی از روزنامه‌نگاری و ارتباطات

 



موضوع:
تازه‌ترين مطالب:



جستجو:

پيوندها:


 
 

 

« كامران نجف‌زاده وبلاگ دار شد | Main | بي‌اعتمادي به روزنامه‌ها »

September 26, 2006 07:01 PM
مرگ مي‌خواهم

همگي مخالفت كردند. دور آن ميزِ گرد و چراغ كم‌نور. خاكِ سيگار، تلپ شد، روي ميز. به چُس دود كردنش، ادامه دادم. "پوكر" داروندارشان را جلوي دستم، روانه كرد. تيرخلاص را زدم. پول‌ها را ريختم وسط. اما عين موجودات نفهم، آن مانيفست لعنتي را به‌رخم كشيدند. «اعضاي گروه حق خريد مرگ يا تسريع مرگشان را ندارند.»
چراغ‌ها را خاموش كردند، آن نفهم‌هاي عوضي. آن كثافت‌هاي حرامزاده. درازم كردند. پول‌ها را ريختند روي تنم به سنگيني تنِ او... خيلي زود، شروع كرد به عشق‌بازي جاي او...

پ.ن:
والله. به مرگ خودم. نمي دونم اين فنگله، ساعت دو صبح از كجا به ذهنم اومد. اما به‌هر حال اومد و من دوستش داشتم، پس اينجا گذاشتمش.




نظرها:

خیلی دلم برات تنگ شده احمق خر گاو نر، پس کی پیدات می شه


Posted by: azar on September 27, 2006 12:03 AM


جالب بود. خوشم آمد.


Posted by: ميثم on September 27, 2006 12:48 PM


ارسال نظر:

نام :


پست الکترونیکی


وب سایت :


نظر:



Remember info?

برای ثبت نظر کلمه submit را در کادر زیر وارد کنید.