يه كلاس جديد ثبت نام كردم. كه توش هيچ خبري از ارتباطات و حتي زبان كه دونستنش اين دوره زمونه از نون شب هم واجبتره نيست. درسم اينه:
تمام سطرهاي نوشتهام پر از من
هر جا ميگريزم، اين من خودخواهِ خودپرست
زودتر از من به آنجا رسيده
چشمهايم را ميبندد و جز روزنهاي پيش رويم نميگذارد
روزنهاي به سوي خودش. به سوي من
قدمهايم، حرفهايم، عشقهايم، نفس كشيدنهايم
همه و همه يك هدف دارند، آنهم من
آه از اين منِ بيمن
...
بايد دست اين من سركش را بگيرم و ببرم و بياو به دنبال تو باشم
به خدا امشب در اين خانه اثري از من نيست
از پنجم دبستان ديگه 20 نگرفتم. درست از پنجم دبستان. درست، از 15 سال قبل. دلم اما اينروزها نمره 20 ميخواد