یادداشت‌ها و برداشت‌های سمیرا سامانی از روزنامه‌نگاری و ارتباطات

 



موضوع:
تازه‌ترين مطالب:



جستجو:

پيوندها:


 
 

 

« ايران باز شد؛ راست مي‌گم | Main | دنيايي پر از الكي »

June 19, 2006 10:31 PM
من وكودكيهاي بي‌موقع‌ام

امروز كودك شدم. عين موقعي كه با «محمد گلزاري» كار مي كردم. با لبخندي فتح‌آميز از دادن خبر منع توقيف ايران، اومدم تو تحريريه اما هنوز لبخند بر لبم نخشكيده بود كه بخاطر گافي كه داده بودم آقاي سردبير دعوام كرد، اونهم سخت. يعني حداقل تو فضايي كه من توش قرار داشتم، به‌نظرم خيلي سخت اومد. از اونجايي هم كه مرغ من يه پا بيشتر نداره، زير بار نمي رفتم. البته خدائيش شما هم اگر اولين‌بار در يه حوزه مطلب بديد، حتماً خبرتون يه عيب و ايرادي پيدا مي‌كنه اما رئيس اين تبصره رو تو دعواش لحاظ نكرد. جزئيات را براي حفظ آبروي شخصي فاكتور مي‌گيرم. آخه راستش بعد يه ساعت بالا و پائين رفتن، خبر تكذيب شد.


و اما كودكي من. با رئيس دعوا كردم. يعني اون كه دعوا كرد، منم دعوا كردم. اين در كار حرفه‌اي يعني كودكي. اصليه كه من خيلي بهش ايمان دارم. اونقدري كه اگه هر جا نيمه‌هاي كودكيم سر بزنه، قربون صدقش مي‌رم، اين يه محل تو سرش مي‌زنم اما اين دفعه كودكم از من قوي تر بود. حالا چرا؟ نمي دانم.


 اينها كه نوشتم، معناي عذرخواهي ندارد. اينها كه نوشتم براي اين است كه به خودم يادآوري كنم او داور بازي است و من حق اعتراض به كارت زرد يا قرمزش را تحت هيچ عنواني ندارم، وگرنه ديگر سنگ روي سنگ بند نمي‌شود. بايد تا پايان نود دقيقه صبر مي‌كردم نه مثل كودكان كه عادت صبر ندارند.


كاش كودك نبودم، امروز.



 




نظرها:

شیما احمدی دخترک هفده ساله را در روز روشن و در تهران ربوده و از وی کوچکترین اطلاعی در دست نیست

درد دل پدر شیما :Subject
marzeporgohar.org :Source
19-06-2006 :Date

كوروش احمدي

امروز يکي از کاربران آدرس يک وبلاگ را ارسال کرد و نوشت در صورت تمايل آن را منعکس کنيد.
متني که در زير آمده، همان نوشته است. من نه کورش احمدي را مي شناسم و نه دخترش را، اما رژيم زن ستيز جنايتکار را خوب مي شناسم. من نمي دانم که گذشتهء کورش احمدي و دخترش چيست و يا آينده اش چه خواهد بود. نقطه نظر سياسي اش را نمي دانم، اما پس از خواندن نامه کورش احمدي به ياد هزاران و شايد بتوانم بگويم ميليون ها پدر ايراني افتادم. آنها که با چه سختي و رنجي کودکانشان را بزرگ مي کنند، و رژيم به چه آساني گُل هاي تازه شکفته را پر پر مي کند. و بعد به خودم نگاه کردم که چه کم مي کنم و از خودم خجالت کشيدم. رژيم 28 سال است که مي کُشد و من 28 سال است که مي بينم ولي باز هم کم کاري و باز هم سياست بازي. واقعا نمي دانم که اين خلق در زنجير مرا و هزاران چون مني را خواهد بخشيد؟ ما ادعاي دفاع از حقوق بشر مي کنيم، ادعا مي کنيم سياسي هستيم، ما که خلق را تنها گذاشتيم و به تبعيد آمديم، اما در هجرت به همه کار مشغوليم به جز رژيم.
«اي کاش مي توانستم اين خلق بيشمار را بر شانه هاي خود سوار کنم تا که ببينند خورشيدشان کجاست».
واقعا خورشيدشان کجاست؟
علي ناظر – 29 خرداد 1385
___
با درود به هموطنان گرامی

در پخش این نوشته ما را یاری دهید

درد دل پدر شیما
كوروش احمدي هستم جهت اطلاع و هر گونه اقدام نظر شما را به مطالب و ظلم و ستمي كه از طرف حكومت آخوندي بر ما ميرود جلب مي كنم بنده در سال 82 به اتفاق تعدادي ديگر از دو ستانمان در كرج و تهران دستگير و بعد از تحمل 80 روز سلول انفرادي و 120 روز زندان عمو مي با قرار و ثيقه 50 مليون توماني از زندان آزاد و بعد از چند هفته تو سط شعبه 1 دادگاه انقلاب كرج به 3 سال حبس تعليقي به مدت 5 سال محكوم شدم مجدا در سال 83 به خاطر نوشتن كتابي كه بر گر فته از دوران مبارزاتي و زندان بود به نام بهاي آزادي دستگير و علارقم اينكه در دادگاه گفته شد اين نوشته ها هيچ كجا منتشر و يا چاپ نشده است باز هم بعد از تحمل 40 روز زندان انفرادي و 100 روز زندان عمومي آزاد شدم در طول اين چند سال مبارزه من بر عليه حكومت استبدادي جمهوري اسلامي بارها خانواده من بخصوص دخترم شيما احمدي 17 ساله كه در كنار من گزارشات زندان را به خارج كشور انتقال ميداد مورد تهديد بازداشت و شكنجه روحي رواني و جسمي قرار گر فتند حتي وزارت اطلاعات بار ها دخترم را تهديد كرده بود كه اگر دست از مبارزه بر ندارد او را خواهيم كشت و يا با روشهاي خواست خود مورد تجاوز قرار خواهند داد كه در اين زمينه عوامل مزدور اطلا عات در سال 83 شيما دخترم را به مدت 3 روز ربودند و بعد از مدتي .... او را رها كردند كه من بعد از آزادي هر چه تلاش كردم كه از طريق قانوني مسئله را به گو ش حاكمان برسانم موفق نشدم و بدتر مورد تهديد قرار گرفتم من به همراه خانواده ام به مبارزه ادامه داديم تا اينكه بار ديگر اوباش اطلاعات كه هميشه در خدمت آن سازمان مي باشند بار ديگر دخترم را در 12/2/85 ربودند و از من خواسته شد كه اگر شهر كرج را ترك نكني و به يك مكان دور افتاده نروي دخترت را مورد تجاوز قرار ميدهيم كه بنده با طرح شكايتي به دادسراي عمومي و انقلاب كرج مو ضوع را پيگيري كردم و تو انستم با پول زياد وكيل بگيرم در همان اول كار وكيلم گفت متاسفانه در جا معه ما براي زن ارزشي قائل نيستند چه برسد كه جنبه سياسي نيز داشته باشد به هر حال با پيگيري هاي زياد افراد خاطي را شناسائي و به دادگاه معرفي كرديم كه باز هم دادگاه شعبه چهارم دادسراي عمومي و انقلاب كرج يك آخوند بود بنام جويباري كه ميدانستم در دلش راضي به اين امر نبود ولي چون اطلاعات پشت جريان بود ما را بدون نتيجه و به نفع مزدوران نظام پرونده را بستند و پيگيري نكردند تا اينكه روز گذشته بار ديگر وكيلي ديگري را در جريان قرار داديم تا شايد بتوانيم احقاق حق كنيم هر چند كه ميدانيم بي نتيجه است و دخترم شيما به دست اين جانيان اسير مي باشد نمي دانيم اين درد را به كه بگوئيم در جامعه ايي كه اسلام ناب محمدي حاكم است ! ! ! ؟ اين گونه مبارزين درون مرز را وادار به سكوت مي كنند حال شما كه يك فعال حقوق زنان و حقوق بشر هستيد به من بگوئيد آيا با اين وضع ميشود دست به سلاح نبرد و مبارزه بدون خشونت و مسالمت آميز كرد ؟ خانم رويا تيموري با مبارزان و خانواده هاي آنها با شديد ترين وضع ممكن و با قوانين قرون وسطائي بر خورد مي كنند خانم تيموري شما بگوئيد ما مبارزان داخل كشور چه كنيم من دخترم را از دست دادم ودر چنگال دژ خيمان گرفتار مي باشد آيا بيشتر از اين بايد هزينه داد ؟ گناه ما چيست كه اپوزسيون خارج كشور نمي توانند متحد شوند تا دست در دست يكديگر ايران را آزاد كنيم آيا بيشتر از اين بايد ظلم و ستم آخوند ها را تحمل كنيم ؟ تا به كي ؟ و تا كجا ؟ حال با اين وضعيت ببينيد كه مادر شيما و مادر شيما ها در ايران چه مي كشند ؟ ؟ ؟ نمي دانم

اصل پست در کامنت http://mehrabi.blogfa.com

بر اساس اطلاعات بدست آمده عوامل مزدور جمهوری اسلامی مدت پانزده روز است که شیما احمدی دخترک هفده ساله را در روز روشن و در تهران ربوده و از وی کوچکترین اطلاعی در دست نیست و معلوم نیست وی را تحت چه شرایطی نگهداشته اند. شیما را بخاطر فشار آوردن بر پدرش که از مبارزان راه آزادیست ربوده اند.

هرگونه که میتوانید کمکی به انتشار این مطلب کنید ، شاید با فشار اذهان عمومی بتوان باعث آزادی وی از چنگال جانیان از خدا بیخبر جمهوری اسلامی شد.

هموطنان گرامی لطفا به هر طریق که امکان دارد این مطلب را به دیگران انتقال دهید

با سپاس از شما
منبع: http://www.moobarez.blogfa.com


Posted by: ail on June 19, 2006 10:43 PM


ارسال نظر:

نام :


پست الکترونیکی


وب سایت :


نظر:



Remember info?

برای ثبت نظر کلمه submit را در کادر زیر وارد کنید.