یادداشت‌ها و برداشت‌های سمیرا سامانی از روزنامه‌نگاری و ارتباطات

 



موضوع:
تازه‌ترين مطالب:



جستجو:

پيوندها:


 
 

 

« گردباد روابط | Main | من وكودكيهاي بي‌موقع‌ام »

June 19, 2006 10:27 PM
ايران باز شد؛ راست مي‌گم

دبير جديد صفحه ساعت 30/11 زنگ زد كه زود مطلبتُ برسون روزنامه. وا مگه باز شد؟ آره الان از روزنامه بهم زنگ زدن كه فردا رو كيوسك. تورو خدا اينبار سركاري نباش. نههههههههه بدو مطلبتُ برسون_ گويا قيافه من شبيه آچار فرانسس _
از اونجايي كه اون دفعه نامردي كرده بودم و اول تو بلاگم خبر رو گذاشتم بعد به دبيرم گفتم (البته دليلم جلسه ماهيانه تحريريه بود كه از سر ادب! نخواسته بودم بهمش بزنم) و دكتر از اين كارم آنقدر حيرت كرده بود كه ناگفتني است.  تا گوشي رو گذاشتم، براي جبران اشتباه دفعه قبل، سريع زنگ زدم به تحريره و بعدم به خود دكتر نمك‌دوست تا خبر رو بگم. خبرگزاريها رو چك نكردم اما حدس مي‌زنم ما از همه زودتر خبر رو كار كرديم

 اميدوارم اين دفعه مثل قبل ضد حال نخورم و نخوريم.




نظرها:

آقا نميشه دست از سر ايران بردارين؟
ببينم وقتي خبر از باز شدنش ميدين
نبايد تكذيبش رو هم اطلاع بدين
آدم توي وب دنبال يك كليك كمتره
حتماً بايد برم روزنامه ايران ببينم وا نشده.
---------------------------
حتماً كه نبايد بگم مهدي‌ام بايد بگم؟؟؟


Posted by: mehdi on June 23, 2006 06:31 PM


دوست جون، از بس خبر ايران باز شد، دادم. روم نشد تكذيبش كنم. اينبار تا خود ايران رو نبينم، صدام در‌نمي‌ياد


Posted by: سميرا on June 24, 2006 05:25 PM


ارسال نظر:

نام :


پست الکترونیکی


وب سایت :


نظر:



Remember info?

برای ثبت نظر کلمه submit را در کادر زیر وارد کنید.