یادداشت‌ها و برداشت‌های سمیرا سامانی از روزنامه‌نگاری و ارتباطات

 



موضوع:
تازه‌ترين مطالب:



جستجو:

پيوندها:


 
 

 

« ايران باز شد | Main | ايران باز شد؛ راست مي‌گم »

June 18, 2006 07:56 PM
گردباد روابط

يه چيزي تو ذهنمِ اما نمي‌دونم چطوري بنويسمش. دارم سعي مي‌كنم كه بگم چي مي‌خوام بگم. اگه نشد از همين حالا معذرت.
يه زمانايي تو فاعلي با يه فعل كه يكي ديگه هم توش نقش داره كه اون مي‌شه مفعول. فعل تا زماني كه بين فاعل و مفعول در جريانه همون چيزي هست، كه بوده. نه چيزي كمتر و نه چيزي بيشتر. اما فعل گاهي از اين دايره درمي‌ياد. يا به دست فاعل يا به دست مفعول. حالا سر فعل يه بلايي مي‌ياد. ديگه فعل، فعل قبلي نيست چون يه آدمي بدون دونستن زمينه‌هاي شكل‌گيري فعل، شروع مي‌كنه به بازنمايي و حتي بازسازي فعل. اون يه ادمِ مثل همه ما با يه عالم پشتوانه‌هاي فرهنگي، شخصيتي و چهارچوباي خاص خودش. پس خيلي منطقيه كه از فعل، تحليل و تفسير جديدي به دست بده. و اينطوري فاعل يا مفعول را با يه فعل جديد روبرو كنه. كه نبوده. كه نيست. كه نمي‌تونسته باشه. اما اون ناخواسته تونست از فعل تو فعل جديدي درست كنه.
اين يعني گردباد روابط. اين گردباد هرچي رو كه سر راهش باشه، داغون مي كنه. خونتُ. عشقتُ. دوستتُ. كارتُ. ديگه هيچ كاري هم از دستت بر نمي‌ياد. اصرار نكن كه توضيح بدي چون توضيح تو كم جون‌تر از اينه كه بتونه جلوي گردبادُ بگيره. آخه اون فعلٍ ديگه مال تو و مفعول نيست. مال يه كساي ديگه هم شده.  

نمي‌دونم شايد درست اينه كه گاهي فعلهايمان را با ديگران تقسيم كنيم تا آنها هم سهمي از بلاها يا لذتهاي ما ببرند _ لعنت به نسبي‌گرايي من _

و من اما اميدوارم به گردباد، يقين دارم، برمي‌گرده به عقب. نگاه مي كنه به خرابيها. اونقدر معرفت داره كه وايسه. جلوتر نره.




نظرها:

ارسال نظر:

نام :


پست الکترونیکی


وب سایت :


نظر:



Remember info?

برای ثبت نظر کلمه submit را در کادر زیر وارد کنید.