سفير جمهوري خلق چين براي هر قراردادي كه با ايرانيها بسته ميشه يه ضيافت شام يا ناهار برگزار ميكنه. حتي اگه طرف قراداد بخش خصوصي چين باشه. تا دلتون بخواد اين يادگارهاي «كمون» از بخش خصوصيشان حمايت ميكنن.
از وقتي يه حوزههايي از سرويس اقتصاد را پوشش ميدم دوبار مهمان چينيها شدم. دفعه اول هتل «اوين» به مناسبت عقد قرارداد 50 دستگاه واگن دوطبقه و امروز هتل «استقلال» براي عقد قرارداد خريد 112 دستگاه واگن مسافري.
دفعه اول از خوردن سالاد ميگو آنقدر به هيجان اومدم كه نگوئيد و نپرسيد اما چون شام كبابهاي مرسوم ايراني بود، طعم سالاد چينيها زود فراموش شد. چند وقته پيش كه نمايشگاه كتاب بود، آخر شب براي فرار از ترافيك با عليرضا كتابدار پياده تا پارك وي اومديم. و هي از ضيافتهاي رفته حرف زديم. در همين اثناء چشمم به سر در هتل استقلال افتاد. تو دلم گفتم: «كاش يه ضيافت ناهاري شامي تو استقلال دعوت ميشدم.» حالا يادم نميياد كه گفتم غذاي چيني يا نه اما بيشتر گمان مي كنم، گفتم. كه امروز دعوت شدم به ضيافت ناهاري!
واي نگيد كه چيخوردم چون آب از دهانم سرازير ميشه. سوپ ميگو. ماهي قزلآلا با سس بينظير. يه نوع سالاد سبزيجات كه از هر نوع سبزي گرون قيمت بگيريد توش بود. يه خوراك با گوشت قرمز و انواع سزيجات و بادام هندي و يه خوراك با مرغ و انواع سبزيجات آبپز شده. آخه چينيها مثل ايرانيها عادت ندارن جلز ولز غذا_وچيزهاي ديگه_ رو دربيارن. خلاصه كلام يه فصل غذاي چيني با دو تا چوب قهوهاي بلند خوردم كه تا عمر دارم يادم نميره.
اِ امان از اين شكم كه رشته كلام را از دستم گرفت. داشتم ميگفتم اين چينيها پاي ثابت قرادادهاي ايرانيها شدن. كم اين چايساز مولينكسشان! افه خونهها شده؛ دست از سر قراردادهاي جدي هم برنميدارن. (اين هم از تهماندههاي گفتگوي تمدنهاي آقاي خاتمي)
سفير جمهوري خلق چين مطلع صحبتش در هر مراسمي 10 ميليارد دلار مبادلات سال گذشته چين با ايران است و متنش همكاريهاي اقتصادي بيشتر با ايران و وقتي ازش ميپرسي آقا جان برو سر خونه زندگيت ما قرار تحريم شيم، ميگه بابا ما داريم اينجا خوب ميخوريم. چشم اونايي كه نميتونن ببينن ايشالا بابا قوري شه.
حالا يكي به من بگه شما باور ميكنيد... بيخيال خواستم حرف سياسي بزنم. خدائيش كاشكي اين چينيها همينطوري ايران بمونن و واگنهاي مترو، قطارهاي مسافري، تاكسيهاي «ون» برايمان بسازند و از خوشحالي بستن قرادادهايشان ضيافت غذاهاي چيني راه بيندازند.
از بس رو هم روهم غذاهاي عجيب و غريب خوردم اين پست ملقمه شدهها، معذرت.
سلام.کاش همون توصیفات اولیه رو ادامه می دادین....راستی نمیشه یکی از این ضیافتا رو واسه ما جور کنین؟
Posted by: ebarhim abdollahzadeh on May 28, 2006 12:39 PM
آخه اين درسته كه هي ما بيائيم به شما سربزنيم اما شما يه تك پا تا دم در خونه ما نياين؟ تازه لينك ما رو هم نذارين؟ اينم شد رفاقت
Posted by: shabnam on May 30, 2006 05:57 PM
behtar az ein ham mitoni .
Posted by: سسسسسس on June 8, 2007 12:40 AM