|
« عادت |
Main
| كليك اول ايرانگرد »
خود سانسوري تمام شد
درست 2 ماهِ كه دارم خودم را سانسور ميكنم. درواقع عقيدهام را. راستش از ترس استهزاي ديگران. از نگراني متلك شنيدن دوستان. از محكوم شدن به ديوانگي و هزاران ترس و دلنگراني ديگه. اما همين چند دقيقه قبل تصميم گرفتم بر همه اين موانع غلبه كنم. و بگم نظر من درباره انرژي هستهاي چيه.
بين خودمان باشه! به كسي نگيد! من معتقدم انرژي هستهاي حق مسلم ماست. جدي مي گم. اين پست را به چشم يك جوك smsي نخوانيد. هرچي از اين به بعد مي خوانيد واقعاً عقيده من است.
من كم اطلاعتر و حتي بياطلاعتر از آنم كه بتوانم با دليل و برهان درباره امتيازات انرژي هستهاي ابراز عقيده كنم براي همين شيوه خودم را براي بيان نظراتم به كار ميبرم كه قطعاً مستند نيست و خردههاي زيادي ميتوان به آن گرفت اما نظر است، ديگر.
من از مخالفان جدي اين ديدگاه هستم كه اگر ميخواهي چيزي را بهدست بياوري بايد چيزي را از دست بدهي. چرا بايد عزتمان را از دست بدهيم. چرا بايد انرژي كه امروز نه فردا نه پس فردا نه اما روزي به درد ما ميخورد را از دست بدهيم چون نگرانيم، جنگ ميشود كه تحريم ميشويم.
چرا همگي دار ودسته احمدينژاد را محكوم به ندانستن زبان ديپلماسي ميكنيم اما به خودمان نگاهي نمياندازيم كه خودمان هم دست كمي از آنها نداريم چون قصد داريم منافعمان را دودستي تقديم ديگران كنيم.
مگر ديپلماسي جز اين است كه منافع خودمان را با بيشترين سود و كمترين ضرر به دست آوريم. پس چرا رفتارها و انديشهمان اينگونه نيست. از دست دادن انرژياي كه كشورهاي قدرتمند آنرا دارند اين روزها تبديل شده به عين فرصت و حفظ آن تبديل شده به تهديد! چون ما نگران اين هستيم كه جنگ ميشود كه ورود كالاهاي خارجي گرفته ميشود كه دار ودسته احمدينژاد آدمهاي خطرناكي هستند كه ممكن است اسرائيل را به جاي اينكه با نيروهاي انتحاري روي هوا بفرستند با بمب اتمي از روي نقشه جهان حذف كنند!!!
جنگ بد است. تحريم بدتر از بد است. اما از دست دادن منافع راه خردمندانه و عاقلانه براي جلوگيري از اين اتفاقات بد نيست.
قبل از داغ شدن بحث فرستادن پرونده هستهاي ايران به شوراي امنيت "روز" گفتوگويي با "عباس عبدي" درباره انرژي هستهاي داشت كه هرچه جستوجو كردم، نتوانستم آنرا پيدا كنم اما كاملاً حضور ذهن دارم كه عبدي بعد از به نقد كشيدن دوران خاتمي در جريان مذاكرات آن دوره در يك بخش گفتوگو گفته بود، بمب اتمي هم بسازيم البته به شرط اينكه كشور با جنگ و تحريم اقتصادي روبهرو نشود. عبدي گفت بمب اتمي و نه انرژي هستهاي. حال شما از اين مجمل، مفصل بخوانيد. چرا نميآييم عقلهايمان را درجهت منافع ملي روي هم بريزيم تا بيآنكه چيزي را از كف بدهيم، منافع جديدي را هم بهدست آوريم؟!
راستش به نظر من داشتن انرژي هستهاي مثل ملي شدن صنعت نفت مهم است و نميتوان از كنار آن به راحتي گذشت.
پ.ن: خواندن مصاحبه عباس عبدي را توصيه ميكنم، البته اميدوارم مشكلي در باز كردن پنجره "روز" نداشته باشيد اما اگر با مشكلي روبهرو شديد، برايم ميل بزنيد تا متن گفتو گو را برايتان بفرستم.
نظرها:
جک خوبی بود,میشه برای اس ام اس های نوروزی استفاده اش کرد
Posted by: ye nafar on March 6, 2006 12:48 AM
خوشحالم كه تونستم يك نفر را بخندونم. شايد هم در ايام نوروز بيشماري را. اما دلم به حال جامعهاي كه چالشهايش تبديل به جوك كوچه و بازار ميشود، ميسوزد.
ايران مملكت ماست. پس بهتره بهجاي اينكه به همديگر بخنديم طوري بينديشيم، تصميم بگيريم و رفتار كنيم كه با هم بخنديم.
Posted by: سميرا on March 6, 2006 08:18 PM
از حرفات متحول شدم,دیگه نمی خندم
Posted by: ye nafar on March 7, 2006 12:36 AM
سمیرای عزیز بخشی از حرفات درسته اما انرژی هسته ای به چه قیمتی ؟؟
Posted by: نفیسه on March 7, 2006 10:59 AM
اول از همه ممنون از دلداري دادنت...ولي اگه بخوام شيطوني كنم بايد بپرسم آخه اون روز كي مي رسه؟
در رابطه با اين مطلبت هم خيلي حرف دارم كه در كامنت نمي گنجه خنده دار هم نيست اتفاقا بحثي جدي و اساسي است.اما باور كن حق ما نيست و لياقتش را نداريم. به ده ها دليل. احتمالا يك پست بهش اختصاص بدم
Posted by: مهجاد on March 7, 2006 01:48 PM
با خودم مبارزه ميكنم كه اينجا فضايي براي شما باشه و من هيچي نگم اما واقعاً نميتونم.
اولاً براي نفيسه عزيز: همه بحث من اين بود كه در عين حفظ چيزهايي كه داريم
منافع جديد به دست آوريم نه اينكه به قيمت حفظ داشتههامون پشت به مزيتهاي جديد كنيم
ثانياً براي سين مهجاد عزيز: سؤال اولت را از خدا بپرس. و اما درباره نظرت بايد
بگم، نگو نگو. براي چي لياقت نداريم. يك سر برو مدرسه "انرژي هستهاي" كه بچههايش يكي از آن يكي نابغهترند (مديرش برادر سعيد حجاريان است) ببينم آن موقع باز هم ميگويي ما لياقت نداريم.اما اگر بيلياقتيم چون آخوندها حاكمند بايد بگم از دم با هرچي آخوند روي زمين هم مشكل داشته باشيم به رژيم هزار تا بد وبيراه هم بگيم اما چطور ميتونيم روي يك علم كه كاربردي كه حتماً به درد ميخوره خط بكشيم. بعدشم مگه قرار دنيا همين فردا پس فردا تموم بشه. انصاف داشته باشيد اگر خودمان، خودمان را به هر دليل موجه و غير موجهي بيلياقت بخوانيم چه انتظار ميتوانيم داشته باشيم كه ديگران به ما نگويند بيلياقت. هفته گذشته در جلسات آموزشي مركز پژوهشهاي ارتباطات دكتر شهشهاني گفتت: «كامپيوتر در ايران به طور كامل توسط دانشمندان داخلي و دانشجوهاي نابغه ايرانيِ مقيم آمريكا پاگرفته است . پس چرا غربيها به خودشان حق ميدهند در چيزي كه به آنها ربطي نداره(انرژي هستهاي) دخالت كنند.» پس چرا ما لياقت نداريم. با كي مشكل داريم با خودمون، توانمنديمون، با رژيم يا با دولت!!!
Posted by: سميرا on March 7, 2006 02:14 PM
ماجرا خیلی پیچیده تر از اونیه که تو فکر می کنی اتفاقا کسی با استفاه های علمی از اون که مشکلی نداره مثا خیلی از کشورها که بیشترین منبعمثلا تولید برقشون از راه این انرژیه. هیچ جای دنیا هم در مورد این استفاده ها با ایران مشکلی ندارند دختر خوب. مشکل از اون جا شروع می شه که هاشمی میاد تو نماز جمعه و می گه ما بمبی داریم که اگر بزنیمش اسراییل با خاک یکسان می شه! بعد از اون ایران محور شرارت می شه و بعد از اون فعالیتهای هسته ای ایران زیر ذره بین قرار می گیره. وگرنه مگه پاکستان انرژی هسته ای نداره؟ مگه هند نداره؟ مگه ایران یک سال و دو ساله که کارشو در این باره شروع کرده؟! چرا در طول همه این سالها کسی بهش گیر نداده بود؟ مگه کور بودند؟ کور نبودند، ولی فقط جامعه جهانی مثل امروز تو فکر می کرد. انرژی با علم ابرانی با توان و سعی ایرانی برای آباد کردن ایران. این اصلا به کسی مربوط نمی شه. ولی موضع گیری سران این مملکته که داره ایران رو به قهقرا می بره نه مخالفت ایرانیها با داشتن انرژی هسته ای . وگرنه ماجرا تا اونجایی که تو می گی و با نوع روایت تو درسته.
Posted by: مریم on March 7, 2006 07:10 PM
. شوخی شوخی داری مجبورم می کنی تا یک جواب حسابی بنویسم در این مورد حیف که تنبلیم میاد وگرنه همین الان شروع می کردم
Posted by: مهجاد on March 8, 2006 01:49 AM
تنبلی رو کنار گذاشتم.خدا بگم چیکارت کنه تا این موقع شب بیدارم نگه داشتی تا پاسخت دهم
Posted by: مهجاد on March 8, 2006 04:29 AM
كور نبودن مريم عزيز، آقاي رجوي عزيز رفت بهشون اطلاع داد كه ايران از سالهاي قبل از انقلاب نيروگاه اتمي داشته و ممكن بعد از انقلاب در اون تحقيقات عجيب و غريب بشه!!! اون موقع آنتن دوستان امريكايي و اروپاييمان به كار افتاد بعدشم حتماً تعطيلي كامل نيروگاههاي هستهاي ايران از حسن نيت بيش از حدشان است. بعدشم كره شمالي يه قدرتي چون چين بهش چسبيده كه اجازه نميده كسي بهش بگه بالاي چشمت ابرو است چه برسه به ... يا وقتي پاكستان محل تجمع سربازهاي امريكايي براي جنگ طلبيهاي دولتمردانش ميشه شما بفرماييد چرا نبايد به او اجازه داد كه بمب اتمي داشته باشه. دست بر قضا همانطور كه گفتي ماجرا خيلي خيلي جدي تر از اين حرفها است
Posted by: سميرا on March 8, 2006 09:54 AM
مهجاد! از صبح تا الان كامنتت مشكل داشت، مجبور شدم اينجا برات كامنت بذارم
دوست من، حرف من سر زنده كردن اشتباهات حاكمان گذشته نبود كه به قول تو قصد بازگرداندن شهرهاي از دست رفتهمان در قراردادهاي ننگين تركمنچاي و گلستان ه سرمان بزند _ آنچه را داريم از دست ندهيم بازگرداندن شهرهايمان پيشكشمان_
بعدشم كل حرف من همين محاسبات ديپلماتيك است كه فرمودي. من هم مي گويم اگر خيلي مدعي ديپلمات دانستن هستيم بهتر است راهي را برگزينيم كه در آن نه خسران ببينيم و نه منفعتي را از دست بدهيم.
دوستم تو مي گويي در عالم سياست نمي شود عقلها با هم جمع شوند اما من مي گويم در منافع ملي در همه دنيا به ويژه در كشورهاي توسعهيافته با ريختن عقلهايشان روي هم به توافق مي رسند. سخن از چين و هند بردي كه من مي گويم هيهات كه اي كاش ما چون هنديها بوديم كه هزاران فرقهاند اما روز بهروز پيشرفت ميكنند و بسيار از ما جلوترند و باز هيهات كه اين چينيهاي چشم بادامي سالهاست در 5 قدرت اول دنيا قرار دارند!!!
فقط يك سوال مي پرسم اين همه جنجال واقعاَ بر سر ساخت بمب اتمي در نيروگاههاي انرژي هستهاي ايران است؟؟؟
Posted by: سميرا on March 8, 2006 07:13 PM
سمیرای عزیز یک سوال پرسیده ای که جواب آن همانقدر اهمیت دارد که سوال احمدی نژاد در رابطه با هولوکاست.
اصلا مهم نیست که این همه جنجال بر سر چیست از قضا معتقدم آمریکا بهانه جویی می کند اما هر چه هست می تواند و می کند. اصلا مهم نیست که کارش درست است یا نیست در دنیای سیاست هر کشوری فارغ از ارزشهای اخلاقی هر آنچه از توانش بر بیاید انجام می دهد تا منافع ملی خودش را تامین کند
مشکل این جا است که ما تا توانسته ایم بهانه دستش داده ایم
گیرم که به راستی دنیا زور می گوید و می خواهد ما را از حق مسلممان محروم کند،آیا می توان با کل دنیا در افتاد. تازه به چه قیمتی
حرف من فقط یک کلام است: این انرژی هسته ای که ما با انواع و اقسام هزینه ها به این شکل داریم به دست می آوریم دو ریال هم نمی ارزد
اگر آماری از آنچه تا به حال هزینه داده ایم(مالی و حیثیتی) منتشر شود سرت سوت خواهد کشید
باور کن
Posted by: سجاد on March 9, 2006 02:30 AM
سجاد عزيز حرف من هم يك كلام است، بي منطق و بي حساب كوتاه آمدن در هرجاي زندگي چه خرد و چه كلان آدمهاي زورگو را پرروتر ميكند و به آنها اجازه ميدهد كه بيشتر از قبل زيادهخواهي كنند. بعدشم اگر كسي بخواهد بهانه دستش بگيرد تو هرچقدر هم آهسته بري كه گربه شاخت نزند آقا گربه شاخش را آنقدر دراز ميكند تا به سرت برسد!!!(به تجربه به اين اصل رسيدهام اما تجربه مرا هم قبول نداشته باشي به خاك نشستن عراقيها را نگاه كن و يادت بيايد كه اين مدعيان دموكراسي سرشان را چگونه بالا گرفتند كه اثري از بمبهاي هستهاي و.. پيدا نكردهاند آنموقع شايد شايد نگويي حالا قدرت دست آنهاست و ما بايد به ساز آنها برقصيم.)
من زماني سرم سوت ميكشد كه اين همه هزينه كه شده شوت شود در هوا. براي
حيف وميل نشدن اينهمه هزينه مادي و معنوي كه تو ميگويي رضايت به تعليق كامل نيروگاههاي انرژي هستهاي مناسبترين راه نيست
ختم كلام
Posted by: سميرا on March 9, 2006 09:31 AM
1. حق با كسي است كه قدرت دارد.
2. ما قدرت نداريم، پس حق نداريم.
3. قدرت در عصر مدرن مؤلفههاي زيادي دارد.
4. اين مؤلفهها جز در سايهي راستي و درستي و در پناه نظم و آرامش و ثبات به دست نميآيند.
5. ما ايرانيان مردماني دروغگو و دوزيست هستيم و اين بيماري در ما سابقهاي لااقل هزارساله دارد.
6. تا راستگويي در زنجيرهي دي. اِن. اِي ما جاي خودش را پيدا نكند، ما اولين اصلِ قدرت واقعي را برآورده نخواهيم كرد.
7. ما قدرت نداريم، و به اين سبك و سياق حالا حالاها شرايط ابتدايي كسب قدرت را هم نخواهيم يافت. پس حقي هم نخواهيم داشت. چون حق با كسي است كه قدرت دارد.
Posted by: حبيب on March 9, 2006 10:55 AM
با نوشته حبیب خیلی حال کردم.... خانم سامانی به نظر می رسد خیلی تحت تاثیر تلویزیون و رادیو هستی
Posted by: غریبه on March 10, 2006 12:37 AM
دوست غريبه من! اولاً من آنقدر خانه نيستم كه بخواهم گوشم و چشمم را به راديو و تلويزيون بدوزم. ثانياً پروپاگانداي منفي كه عليه ايران در جوامع غربي صورت ميگيرد به مراتب بيشتر از دفاع راديو وتلويزيون ما درباره منافع به حق يا ناحقمان است.يك مثال:
مدتي است كه حوزه خبري من گردشگري(آژانس و تور) است اما دراين مدت حتي يك مدير آژانس نگفته كه توريستي با نگرش مثبت به ايران وارد ميشود و همه گفتهاند كه چگونه وقتي ميخواهند از ايران بروند از ديدن مملكت ما حيرت زده شدهاند. اينها همه به كنار شايد هم همه شماها راست ميگوييد ومن زيادي دم به دم آخوندهاي مملكت دادهام اما يك نكته را خوب ميدانم و آن اينكه پرونده هستهاي ايران يك بازي براي سرگرم شدن، پولدارتر شدن و قدرتمندتر شدن آناني است كه شما به آنها حق ميدهيد. و ما هم خيلي خوب بازي خوردهايم، خيلي خوب. تاريخ بارهاي بارها گواه اين ادعاست
Posted by: سميرا on March 10, 2006 11:33 PM
ارسال نظر:
|