قيافهام شده شبيه پروپوزال. تازه از جنس كج و مموج. خواستم مخاطبشناسي كه اينقدر سنگش را به سينه ميزنم، كار كنم اما نشد. نه اينكه نخواستم، نشد واقعاً. 5 بار از من اصرار و 5 بار از اساتيد انكار. نه اينكه آنها بخواهند سنگاندازي كنند، نه، نشد واقعاَ.
وقتي موضوع مورد علاقهات با پاس كردن پاياننامهات گره ميخورد در حاليكه پيش از آن هيچ حركت جدي دربارهاش انجام ندادهاي به يقين مجاب كردن ديگران نسبت به توانمندي، تسلط و ميزان سوادت درباره آن كاري مشكل ميشود.
كاش سر يك كلاف را از ابتدا گرفته بودم تا الان يك كلاف گره گودورو تو دستام نبود، دريغ اما كه دير است براي اين كلاف. شايد وقتي ديگر و كلافي ديگر.
من که بهت گفتم, از این نعمت کپی کاری و سمبل کاری استفاده کن....اما تو گوش نکردی....نتیجه ایده آل گرایی همین میشه,کلافی پر از گره
Posted by: hossein on January 24, 2006 12:42 AM