یادداشت‌ها و برداشت‌های سمیرا سامانی از روزنامه‌نگاری و ارتباطات

 



موضوع:
تازه‌ترين مطالب:



جستجو:

پيوندها:


 
 

 

« روزه سكوت | Main | زنگوله »

January 15, 2006 03:08 AM
خوبم، خوب

داشتم كامنتاي بادمجون رو مي‌خوندم. رو چند تا از كامنتا كليك كردم. وبلاگ يك دختر دبيرستاني رو پيدا كردم. دارم الان مثل يه بچه كوچك گريه مي‌كنم، نمي‌دونم براي چي. اما احساساتي شدم، بي‌تعارف. شايد بي‌خودي. اما باور كنيد حالم رو اين فاطمه خانوم گل گلاب جا ا’ورده، اساسي. حالم خوبه، خيلي. مدتها بود از وبگردي‌هام لذت نبرده بودم.
امشب خونه‌ دوستانم نيومدم. آخه مهمون خونه يه عالم بچه مدرسه‌اي شدم كه تا صبح سرزدن بهشون طول مي‌كشه، خوشحالم.

هنوز دارم مثل يه بچه گريه مي‌كنم.




نظرها:

گریه نکن الان وقتش نیست. شرط رو باختی باید یک قوری جای 5 یورویی مهمونمون کنی. چون تاحال چندین بار تونستیم با بهانه های مختلف به اندازه انگشت های دو دست علامه ای جور کنیم. البته نه برای برف بازی. ولی حالا هر چی .......شاهد قضیه هم پستی که جهار پنج ماه پیش نوشته بودیم
http://www.cheraghha.blogfa.com/post_44.aspx
بی زحمت کم رنگ باشه!!!!!!!! ممنون می شیم


Posted by: مهجاد on January 15, 2006 03:55 AM


.............


Posted by: elahe on January 15, 2006 02:27 PM


همه با هم پیش به سوی پاسخ فریاد چرا ها .................................


Posted by: کژان on January 15, 2006 02:32 PM


مهجاد، چاي كه قابلتان را ندارد. به روي چشم. اما خدائيش بگو از اين چندبار علامه‌اي جمع كردن و حرف‌هاي مهم زدن چه نتيجه‌اي به دست آورده‌اي جز آشنايي با دوست‌هاي فرهيخته، توانمند، باهوش، مستعد و...من.منظورم اين بود


Posted by: سميرا on January 15, 2006 07:03 PM


سلام دوست عزیز/ با لذت خواندمت/به روز شدی خبرم کن/....... و به روزم با غزلی تازه...ممنون می شم اگه سر بزنی.../ارادتمند:مهدی مزارعی


Posted by: مهدي مزارعي on January 17, 2006 12:53 AM


ارسال نظر:

نام :


پست الکترونیکی


وب سایت :


نظر:



Remember info?

برای ثبت نظر کلمه submit را در کادر زیر وارد کنید.