یادداشت‌ها و برداشت‌های سمیرا سامانی از روزنامه‌نگاری و ارتباطات

 



موضوع:
تازه‌ترين مطالب:



جستجو:

پيوندها:


 
 

 

« تيتر ندارد، چون مرگ دارد | Main | خوبم، خوب »

January 13, 2006 01:47 PM
روزه سكوت

امان از اين لپ‌تاپ‌هاي هديه‌اي. من كه خودم را روزنامه‌نگار ندانسته و عضو انجمن صنفي نشدم. اما اگر جاي دوستان روزنامه‌نگار بودم، مي‌رفتم و عطاي اين لپ‌تاپ را به لقايش مي‌بخشيدم. واقعاً در مملكتي كه روزنامه‌نگارش هشتش گروي هزارش است. بيمه شدنش، اصطلاحي مضحك محسوب مي‌شود. امنيت شغليش‌ در حد كارگران روز مزد است. و  از همه اين‌ها مهمتر اينكه به حساب نمي‌آيند، در اين  جامعه. نامه‌نگاري و چك‌وچانه زدن براي اينكه پول نقد گرفته شود يا لپ‌تاپ چه معنايي دارد؟!!!
كاش انجمن صنفي به فكر گرفتن حق و حقوق‌هاي مهمتري مي‌افتاد. حق و حقوق‌هايِ ضايع شده‌اي كه روزنامه‌نگاري در ايران را به اين نقطه كه در آنيم رسانده. البته نه از طريق شيوه هايي كه تا به امروز به كار برده. نه من و نه تو حوصله اين‌را نداريم كه يادمان بيايد از پيگيري فلان ماجرا، بهمان تحصن و...  كه حاصلي نداشته‌ برايمان جز نشاندن ريشخند بر لبان بعضي‌ها. 
روزه سكوت. آنچه من اين روزها به آن ايمان آورده‌ام. صحبت كنيم درباره برف، كه ايران را سپيد كرده. صحبت كنيم درباره قورمه‌سبزي، كه جا نيافتاده. صحبت كنيم درباره موتور ماتيز صورتيِ نداشته‌مان كه به روغن سوزي افتاده و باز و باز و باز صحبت كنيم در اين‌باره‌ها و اما سكوت كنيم. سكوت كنيم. سكوت كنيم. درباره حق‌مان. زبانمان، دستمان، انديشه‌مان و قلم‌مان گاه نياز به سكوت دارند و نه چيز ديگري.




نظرها:

ایده خوبی است. امیدوارم هر کس یکه می خواهد اجرایش کند به خوبی بتواند از پس بر بیاید. اگر اجرا غلط باشد تقصیر سیستم نیست؛ اجرا شکست خورده است


Posted by: حمیدرضا on January 14, 2006 07:00 PM


ارسال نظر:

نام :


پست الکترونیکی


وب سایت :


نظر:



Remember info?

برای ثبت نظر کلمه submit را در کادر زیر وارد کنید.