یادداشت‌ها و برداشت‌های سمیرا سامانی از روزنامه‌نگاری و ارتباطات

 



موضوع:
تازه‌ترين مطالب:



جستجو:

پيوندها:


 
 

 

« آسيب شناسي چرا حرفه‌اي نيستيم | Main | يك ليوان چاي مجاني! »

December 4, 2005 06:17 AM
آتش بس

وقتي جوراب‌هايمان بوي سياست مي‌دهد، مگر مي‌شود، قلم‌مان بوي سياست نگيرد و زبان به سياست‌گويي باز نكند. چه مي‌خواهد اخلاقي باشد چه‌ مي‌خواهد نباشد. مهم اين است كه در اين مملكت، روزنامه‌نگاري بي‌سياست منشي جايي ندارد.
وقتي هم پاي حرفه‌اي بودن يا نبودن اين نگاه در عرصه روزنامه‌نگاري به ميدان، كشيده مي‌شود، بسياري داد اين سر مي‌دهند كه روزنامه‌نگاري با سياست منشي در ايران گره خورده است، آنهم از جنس كور. خودتان را هم خسته باز كردنش نكنيد، چون اين گره زده شده كه بماند نه اينكه باز شود. كاري با درست يا نادرست بودن اين طرز فكر ندارم. اما يك سؤال از دوستاني دارم كه سياستشان حكم قاموسشان را دارد،  دوستاني كه بعيد مي‌دانم، بر اين باور باشند كه جناح‌گرايي از مملكت‌گرايي اولي‌تر است.

و سؤال:
« منافع ملي و امنيت ملي راست و چپ مي شناسد؟ جمهوري‌خواه و دموكرات مي‌شناسد و؟؟؟»
چرا كسي نمي‌گويد، همان حرفه‌اي‌ها وقتي پاي منافع ملي‌شان به ميان كشيده مي‌شود، دادشان داد ملي مي‌شود. كري و بوش كنار مي‌رود. نيويورك‌‌تايمز و واشنگتن‌پست هم‌نوا مي‌شوند. ما حرفه‌اي نيستيم چون وقتي پاي منافع ملي‌مان پيش كشيده ‌مي‌شود، آنرا به فرصتي براي مبارزات ديرينه‌مان تبديل مي كنيم و با قانون آتش‌بس بيگانه‌ايم.

علي‌اكبر قاضي‌زاده در همين تحقيق پاييني اين مسأله را بسيار عالي موشكافي كرده است. او از روزنامه نگاراني سخن مي‌گويد كه يكسره خود را از هر‌ معياري آزاد مي‌پندارند و با گويشي تند، كمر به دگرگوني فوري همه مباني مي‌بندند. گروهي كه بي‌توجه به مباني، كاركردها و مقتضيات جامعه، به عمليات پارتيزاني و چريكي دست مي‌زنند كه نتيجه آن دامن زدن هر چه بيشتر به موضع‌گيري منفي دولتمردان به اين عرصه است.
به گفته خود استاد، شايد مشكل عمده اين معادله، تعريف نشدن يك محور اساسي به نام “امنيت ملي” است كه هر دو آنرا پذيرفته باشند. اگر اين‌گونه مي‌شد ما يك قدم به حرفه‌اي شدن نزديك مي شديم، شايد.




نظرها:

ارسال نظر:

نام :


پست الکترونیکی


وب سایت :


نظر:



Remember info?

برای ثبت نظر کلمه submit را در کادر زیر وارد کنید.